گـلـپــری
دلگیرم از تمام الفبای بی کسی به خصوص این پنج حرف: ف ا ص ل ه
گـلـپــری
یک شب از دست کسی باده ای خواهم خورد....
گـلـپــری
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی/اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جداشی /خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه/بعد بهت بگه که چشماش نمیخواد تو را ببینه
گـلـپــری
موقعی که میخواستمت میترسیدم نگاهت کنم/وقتی نگاهت میکردم میترسیدم عاشقت بشم/حالا که عاشقت شدم میترسم از دستت بدم!
گـلـپــری
وقتی خاطره های آدم زیاد میشه دیوار اتاقش پر از عکس میشه اما همیشه دلت واسه اونی تنگ میشه که نمیتونی عکسشو به دیوا بزنی!
گـلـپــری
دل گرفته ام از آدم هایی که میگن دوست دارم اما معنیشو نمیدونند از آدم هایی که میخواند مال اونا باشی اما خودشون مال تو نیستنداز اونایی که زیر بارون برات میمیرنداما وقتی آفتاب میشه همه چیز یادشون میره!
گـلـپــری
پارسال با او در میان باران قدم میزدم امسال قدم زدن او با فرد دیگری را زیر باران اشک هایم دیدم شاید باران پارسال اشک های فرد دیگری بود!
گـلـپــری
نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد . . . ولی باران نمی داند که من دریـــــــایی از دردم
گـلـپــری
راه بسیار است و توان در من نیست . توان پیمودن از این خاک غریب . گم شده است در من ودر راه بلند
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 19 روز و 9 ساعت و 4 دقيقه قبل توسط موبایل