دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گـلـپــری

گـلـپــری
زن
امتیاز: 42980

دنبال‌شدگان

(583 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1927 کاربر)

گروه‌ها

(54 گروه)

بازدید

گـلـپــری
گـلـپــری

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ . . . فـانـوس اشـک هـایـتـان را روشـن کـنـیـد ، مـاه غـریـبـی شـهـیـد نـیـنـواسـت . . .

اخبار دنبالر
Dentrix Mobile.jpg اخبار دنبالر

نسخه‌ی دنبالر بروز شد.

و 4 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آناهیتا
آناهیتا

اکیپ تیم غذا رو خیلی دوس دارم.هیچوقت همدیگرو تنها نمیذارن...و همیشه موقع غذا به یاد هم هستند ... @فوژان @گـلـپــری @یاس @VAHID @Jangal

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

ها گاهي اوقات چيزي نمي گويند... چون... به نظرشان لازم نيست كه چيزي گفته شود... با ... مي زنند... به اندازه ... حرف مي زنند... " ... ، ..."

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری

مامان! یه سوال بپرسم؟ زن كتابچه سفید را بست. آن را روي ميز گذاشت : بپرس عزيزم . - مامان خدا زرده ؟!! ... زن سر جلو برد: چطور؟! - آخه امروز نسرين سر كلاس مي گفت خدا زرده ! خوب تو بهش چي گفتي؟ - خوب، من بهش گفتم خدا زرد نيست. سفيده !!! مكثي كرد: مامان، خدا سفيده؟ مگه نه؟ زن، چشم بست و سعي كرد آنچه دخترش پرسيده بود در ذهن مجسم كند , اما، هجوم رنگ هاي مختلف به او اجازه نداد... چشم باز كرد و گفت: نمي دونم دخترم. تو چطور فهميدي سفيده؟ دخترک چشم روی هم گذاشت. دستانش را در هم قلاب کرد و لبخند زنان گفت: آخه هر وقت تو سياهي به خدا فكر مي كنم، يه نقطه سفيد پيدا ميشه... زن به چشمان بی فروغ و نابینای دخترک نگاه کرد و دوباره چشم بر هم نهاد و بی اختیار قطره ای اشک از گوشه چشمانش

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
گـلـپــری
0.926813001338152358_irannaz_com.jpg گـلـپــری
در دوره

اینم از نتیجه رانندگی ِ تو برف و بوران!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.