باید کمی کینه ایی بود و دو در باز ...! مقداری هم دیوانه... تا حدودی با کلاس ... و این رمز زندگی در سرزمین مادری من است ... دارم کم کم به این اعتقاد می رسم....
الهی
نباس بذاریم احساس تنهایی کنه
همین دعاها کمکش میکنه تا آرامش داشته باشه
الهی غرق رحمت خدا...تنها رفیقی که از اول باهاش بوده
حمد+صلوات
خدا به تو خونوادتم صبر بده...
میشود بخوابم ؟ ! بی صدای قلب باری ... بی کابوس ِ دویدن ... بی چنگ دستم بر حجم ِ نبودن ... میشود بخندی یک بار ؟ ! بی نذر شمع ... بی حماقت ِ فال حافظ ... بی دلخوشی ِ خدا ! خدا ! ... کسی چه میداند من برای کدام دلم سیب میخورم ! . . .
هميشه #مادر را به #مداد تشبيه ميکردم که با هر بار تراشيده شدن، کوچک و کوچک تر ميش... ولي #پدر ... يک #خودکار شکيل و زيباست که در ظاهر ابهتش را هميشه حفظ ميکند خم به ابرو نمياورد و خيلي سخت تر از اين حرفهاست فقط هيچ کس نميبيند و نميداند که چقدر ديگر ميتواند بنويس... بياييد از آنهايي که هستند قدرداني کنيم. يادمان باشد که اگر آنها نبودند ما هم نبوديم...
صد گرگ زخمی . دو ماه تشنه . انبوه نیزه شمشیر و تیر و سنگ و دشنه . . . شکر خدا که مادر تو خیمه است ...شکر خدا که مادر تو خیمه است ...شکر خدا که مادر تو خیمه است شکر خدا که مادر تو خیمه است ((دلم عاشورایی شده...))
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 20 روز و 9 ساعت و 1 دقيقه قبل توسط موبایل