leila
بدون مـــن هــــوا ســــــــرده... الان گرمـــــی..... نمیــــفهمـــــی...!
leila
دستم، به تو که نمی رسد، فقط حریف واژه ها می شوم ! گاهی، هوس می کنم، … … …تمام کاغذهای سفید روی میز را، از نام تو پرکنم … تنگاتنگ هم، بی هیچ فاصله ای !! از بس، که خالــی ام از تو … از بس، که تو را کـم دارم … آخر مگرکاغذ هم، زندگی می شود ؟
leila
گراهام بل ِ لعنتی عزیز تلفنی که زنگ نمی خورد که نیازی به اختراع نداشت !!! حوصله ات سر رفته بود ... " چسب ِ قلب " اختراع می کردی ؛ می چسباندیم روی این ترک های قلب ِ صاحب مرده ـمان! و غصه ی زنگ نخوردن ِ تلفنی که ... اختراعش نکرده ای را نمی خوردیم !! ساده بگویم گراهام بل عزیز ! حال ِ این روزهای مرا ، تو هم مقصری ...
leila
سخت است وقتی از بغض ، گلو درد میگیری و همه میگویند لباس گرم بپوش ....
leila
این روزها یکرنگ که باشی چشمشان را میزنی!!! خسته مي شوند از رنگ تكراريت، اين روزها دوره ي رنگـــــــــــــــــــــــــــــــين كـــــــــــــــــــــــمان هاست!!!
leila
وقتی یه آدم میــــــــگه ، هیچ کس منو دوســــــــت نداره منظورش از هیچ کــــس ، یک نفــــــــر بیشتر نیست… همون یه نفری که برای اون همه کســــــــه…
leila
گاهی آدم احتیاج داره یکی بیاد بزنه رو شونهش و بگه : هی رفـ ـیـ ـق! از چیزی ناراحتی؟ اونوقت آدم برگرده بگه: آره رفیق،ازهـمه چـی ...
leila
سخت ترین دو راهی ، دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است گاهی کامل فراموش میکنی و بعد میبینی که باید منتظر می ماندی و گاهی آنقدر منتظر میمانی تا وقتی که میفهمی زودتر از این ها باید فراموش میکردی
leila
نیمکتِ با هم بودنمان تنهاست؛ من، دل نشستن ندارم؛ تو، دلیل نشستن ...!
leila
گاهـــی یکـــی مـــیشه هـــمه ی زنـــدگیـــت امــــــا ... هـــیچ جـــای, زنـــدگیـــت حـــضور نـــداره!! !
leila
دیگر گمت نمی کنم عشق من... حال آرام می گیرم در خیالم...
leila
رسیـــده ام بــــه جائیــــکه دلــــم میـگـــــه " آره " و تجـــربـــه ام مـیـگــــه " خـفــــه " ...
leila
كتابِ رسالتِ ما، مُحبت است و زيبائی ست تا بلبل های بوسه، بر شاخ ارغوان بسُرايند.
leila
چه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری چه بی تابانه تو را طلب می کنم.
leila
همـــه نیــمکتـــهای پــارک دو نفــــرهاند... بــیخیــــال روی چمــــن میـــشیــــنم...