leila
درد دارد ! وقــتـی می رود .. و هـمه می گــویـند : دوستـت نــداشـت … و تــو نمـی تــوانـی بـه هـمه ثــابـت کــنی که هــرشـب بــا عـاشـقانـه هــایـش خـــوابت می کـــرد
leila
قول داده بودی وقتی از نگاهم سیر شدی به روی خودت نیاوری! بعد ها که نگاهت را از نگاهم دزدیدی فهمیدم: آدم گرسنه ایمان ندارد...
leila
موجود بي آزاري هستم كار مي كنم قصه مي خوانم شعر مي نويسم و گاهي دلم كه برايت تنگ مي شود تمام خيابانها را با يادت پياده مي روم!
leila
چـقـــــدر سخــــت اســـت ، کـه لبـــریـــز بـاشی از " گـفـتـــــن " ولــی ، در هـیـــــــچ ســویـــت محـــرمـی نبـاشد .. .
leila
کــاش تــوي ايــن جــاده يه تابلــو نصــب ميکــردن .... واســه دلخــوشــيم...!! "" تــــــــو "" دو کيــــلومــــتر....!!
leila
و خدا شب را خلق کرد برای گریه کردن برای بغل کردن یک بالشت برای زل زدن به تاریکی برای نخوابیدن و خاطره ها را مرور کردن.....!
leila
آنگاه که غرور کسي را له مي کني، آنگاه که کاخ آرزوهاي کسي را ويران مي کني، آنگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني، آنگاه که بنده اي را ناديده مي انگاري ، آنگاه که حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي، آنگاه که خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري ، مي خواهم بدانم،دستانت را بسوي کدام آسمان دراز مي کني تا براي خوشبختي خودت دعا کني؟ بسوي کدام قبله نماز مي گزاري ؟
leila
خدایا.... خیلی ها دلم و شکستند ، دیگه تحمل ندارم....شب بیا با هم بریم سراغشون من نشونت میدم تو ببخششون....!!!
leila
آغوش بعضي هــا علم را زيـر سوال مي برد! آنقدر آرامت مي كند... كه هيـچ مُسكني... جــايش را نمي گيرد...!
leila
گاهی باید فاتحه خاطره ای رو خوند و گــر نـــه همـون خـــاطره فاتحـــه تو رو می خونه ...!
leila
خدایا مرا که آفریدی گارانتی هم داشتم ؟ دلم از کار افتاده !!!
leila
بعضی وقــــت ها یـکی طوری می سوزونتت کـــــــــه هزار نــــــفر نمیتونن خامـــــوشت کنن . . . بعضی وقـــــــت هــ ـا هم یکی طوری خاموشت میــکـنــه که هزار نفرم نمیتونن روشنت كنــــن . . .
leila
مدتهاست نه به آمدن كسی دلخوشم، نه از رفتن كسی دلگير... بی كسی هم عالمــــی دارد....!!!!
leila
بـغـض هـمـیـشـه نـشـآنـه ی ِ ضـعـف ِ بـغـض کـنـنـده نـیـسـت !! گـآهـی بـیـآنـگـر ِ بـی رحـمـی ِ مـخـآطـبـش اسـت !!