Hamed
منو یه جعبه سیگار وقتی درو دیوار.. همه ی شب تا صبح رفیق من بود//.. من بازم وایسادم دنیامو پاس دادم با همه سختیاش
Hamed
چای داغ با یه مارلبوروی ته . قرمز ... چشما روته.. اما دنیای تو فول دپرس ...
Hamed
هرچه شعر دارم را میفروشم با پولش تمام بلندگو های اطرافم را میخرم خاموششان میکنم تا وقتی آرام میگویم : دلم ... گرفته ... است ، صدایم به خودم برسد
Hamed
کاش میدانستم چه عطری میزنی .. که هیچکس ، بوی ِ تــــو را نمیدهد ...!
Hamed
هرشـ ـَب اَز پـ ـُشتِ صـ ـَفحـ ـہ کـ ـوچَکـ ـ ـِ مـ ـ ـوبایـ ـ ـلـ دَر آغوشَــم میـ ـگیرے و نـ ـِمیدآنـ ـ ـے چـ ـ ـہ آرآمشــے בآرَב ایـ ـטּ آغـــوشـِ خـ ـیالــے
Hamed
زندگی تلخ ترین خواب من است .. خسته ام، خسته از این خواب بلند
Hamed
بیا بازی کنیم. تو چشم بذار من سیر نگات کنم ..