Hamed
همین لیخند تو ... کا[!]ت ...
Hamed
دیگه یادم میره لبخند بزنم .. .
Hamed
بیــا از قلمــرو اَتـــــ دفــــاع کن، دارنـَــد فتحَــم می کننـد .. غـــم ها .
Hamed
بيا قسم بخوريم كه ديگه قسم نخوريم ..
Hamed
ردپایت را که میگیرم ، از تو دورتر می شوم ، نکند . کفش هایت را برعکس پوشیده ای !
Hamed
فکر نکنم ...... تو رو دیگه پیدات کنم ..
Hamed
--------------------------------------------------------------------------------- ///....... رو هرچی دست گذاشتم همینجوری شده.. رو پیشونی من باید بنویسن ... اینجوری ..