Hamed
شب بود خسته بودم .. چشمامو بسته بودم .. خورشید .......
Hamed
سوسوی تاریکی. . شب . ترس .. ترس های بچگی .. هنوز خوابم برده .
Hamed
خلاصه که اینجوری .. اوضاع زیاد خوب نیست .. حسش کن .
Hamed
خسته شدم از خواب و رویا .....
Hamed
شريکم با تو در اين درد،منم مثل تو غم دارم،منم محتاج لبخندم،منم دستاتو کم دارم از اين بازي طولاني،منم مثل تو دل گيرم منم با عشق درگيرم،منم بي عشق ميميرم!ا
Hamed
بذار از این هوای بد ... یه راهی پیدا بشه تا مقصد .. . فقط یه خورده کمتر ابری باش ..
Hamed
داری به خاک میکشی .. داری به گور میبری .. داری تباه میکنی ... این عشق مادر زاد رو .. من نمیدونم این دیگرون کین؟ که آتیش میزنن.. که غوغا میکنن ... اینجا رو نیستن ... با مائن و نیستن ...
Hamed
تا کی به در بگیم تا دیوار بشنوه؟ دلم جرات رو در رویی میخواد .. یه چیزی که بهش بگن مرد ...
Hamed
غمگینتر از اونی که نمایش آنلاین خودش رو غیر فعال کرده ... نه من امشب تغییر حالت مید م.. از سوز به ساز نمیرم ... هرچند اینا همش چر...ات منه ..
Hamed
من از من خسته شدم ... نه دروغ گفتم .. نه الان خسته شدم... من 6/8 میزنم اصلا .. نه دروغ گفتم ..
Hamed
لبهای بی خیال من.... احساس رو گم کردن.../ یاد اون روزی که حرفی با این مضمون میزدی ....