Hamed
فراموش میک نم .. نُت را ..
Hamed
ســــــــــــــ ـــــــــــهـــ ـمِ من از شـــــــــــ ـــــــبـــــــــــــــــ ــــــــ ، شايـــــد همـ ـان سِتـــــاره اي باشــــــد کــه هــــميشــــ ــــهـــ پنـــــــهـــ ـــ ــــان استـــــ ـ ــ
Hamed
اینقدر…ورق های زندگیم را… بهم نریز…! حکم…همان دل است…
Hamed
نـتــرس از هجـــــ ـــ ـوم حـضــــــ ــــ ــورم .. چــــیزی جــــ ـــ ـز تـــنــهایی با من نیـــستـــــ ـــ ـ ..
Hamed
سوسوی تاریکی. . شب . ترس .. ترس های بچگی .. هنوز خوابم برده .
Hamed
بذار خوب فکر کنم .. دلم لالایی میخواد ..
Hamed
خلاصه که اینجوری .. اوضاع زیاد خوب نیست .. حسش کن .
Hamed
به نام خدای خالق .. اینجا هوا کم است.... کمتر از انچه که در کلمات من بگنجد..... اگر هم کسی نفس میکشد.... به هوای دیگریست..... وحالا اینجا بدون تو..... چقدر نفس کشیدن برایم سخت شده.....
Hamed
اصلا این رسم و این شب و کلا .... همه چی تکراریه ....
Hamed
اینجا دیگه ..... همه چی تکراریه .....
Hamed
از این به بعد حاکم تویی ... من فقط امضا میکنم و تو حکم کن به خشت ...
Hamed
کم کم ... من و ... خستگی از این همه من و کلیشه ....