Hamed
موهایم را آنقدر کوتاه میکنم تا خاطره انگشتانت را از یاد ببرند .. البته دروغ گفتم ... البته تر راست گفتم.. مجبورم کوتاه کنم .. البته تر تر یه علاج پیدا شده که لازم نیست کوتاه کنم همون دروغ گفتم راسته ..
Hamed
نفس نفس هوای من با دیدنت تازه شده .... با اینکه گریه میکنم... اما تو اوج شادی ئم ...
Hamed
یه همین امشب رو احمق باش ..
Hamed
عکس هایی که جای درنگ باقی بگذارند .. ترکیب تکنولوژی و خاطرات در اراجیف من .. نقطه و قطع سخن ... و همین های امشب ..
Hamed
ایــنــجــا مــانـــدنِ مــا بــیفــایــده استـــــــ ... مــن فــانــوس را بــرمـیدارم ... تــو هـــم کــبـریــتــــــــ را فــرامــوش نــکــن ...!
Hamed
من شیفته ی میزهای کوچک کافه ای هستم ... که بهانه نزدیک تر نشستن مان می شود... و من... روبه روی تو... می توانم تمام شعر های نگفته دنیا را یک جا بگویم ..
Hamed
در " وا " می شود !.. .. در " بسته " می شود !.. .. در هم " وا بسته " می شود !.. چه برسد به من... بفهم ..
Hamed
تو همین دورو برا بودی... اتفاقا منم بودم ..
Hamed
من و توهمات.... عاشق همدیگه ایم..... سالهاست که داریم با خوبی و خوشی زندگی میکنیم .. من شوهرشم.. اونم زن من.... یا شایدم برعکس ...
Hamed
آقا ما 5 صبح از خیارشور میگیم.. شما 5 صبح از انرژی هسته ای .. یا 5 صبح اصلا هیچی نمیگی... باز به ما که یه چیزی میگیم خب... یه ذره مفیده خیارشور ..
Hamed
تو هم یک.. .. شبه خیارشور بودی برای من... مثل همه ../