Hamed
به ستون زده ترک ..... Tarak# .... شکاف ..
Hamed
ترجیح می دهم حقیقتی مرا ازار دهد تا اینکه دروغی آرامم کند ..
Hamed
میبینم از تو اشپزخونه سر و صدا میاد، رفتم میبینم داداشم هی در یخچال رو باز و بست میکنه میگم چرا همچین میکنی .... کنده شد!!!!میگه دارم رفرش میکنم ببینم چیز جدید پیدا میکنم یا نه ,...
Hamed
ناله پنداشت که در سینه ی ما جا تنگ است .. رفت و برگشت سراسیمه که دنیا تنگ است
Hamed
من آنقدر خواستمت که نخواستنت را ندیدم.. “تو ” آنقدر نخواستی که هیچ چیز از “من ” را ندیدی . .
Hamed
جاده ی خوشبختی در دست تعمیره!!! .. منم دور بزن و برگرد.. این اسمش تقدیره
Hamed
تمام ظلمت جهان نمیتواند روشنایی یک شمع را خاموش کند...