روزی مریدان بر سر کلاس دروس خارج از فقه ( علوم رایانه و مریدان) شیخ حضور بهم رساندند... مریدان پرسیدند: ای شیخ دانا , ایهاالجابز , معنا و مفهوم لغت بیگانه "دیفالت" ( ِِdifault ) چیست؟ شیخ { علمه کثیر" کثیرا } فرمودند : همان است که از اول بوده و هست و بهتر است همان بماند... گویند مریدان نعره زنان فی الفور ستینگِ ( setting ) خشتک خویش را از حالت کاستوم ( custom ) به وضعیت دیفالت , اپلای ( apply) کردند با دو انگشت !!!
گویند مریدان شیخ همگی از برای ساختن هیکل شش تکه به باشگاه بادی بیلدینگ شدندی! خود شیخ چند سالی در باشگاه مشغول هارتل بودی. تا مریدان بدید بسیار مسرور گشت و به استقبالشان رفت . یکی از مریدان دختر باز خدمت شیخ عرض کرد : یا شیخ ! بر ما بگو با کدامین دستگاه کار کنیم تا دختران و دافان را تحت تاثیر قرار داده مخشان را بزنیم ؟؟ شیخ بی درنگ فرمود : ای مرید ! در میان دستگاهها هیچ دستگاهی مانند دستگاه خود پرداز دختران را تحت تاثیر قرار ندهد !!! مریدان از این حکمت دانی شیخ روانی شده آنقدر روی تردمیل دویدند تا به دیار باقی شتافتند ..
شبی شیخ از بازار به خانه روان شد چون به خانه رسید قصد ورود کرد پس کلید از خشتک خود برون کشید و به سوراخ قفل نزدیک نمود اما چون هوا بس ناجوانمردانه تاریک بود نتوانستی سوراخ قفل را دریابی همچنان که مشغول سوراخ یابی بودندی یکی از مریدان از پنجره طبقه بالا عرض کرد یا شیخ کلید ندارید..کلید بیندازم شیخ گفت کلید موجود است سوراخ بیندازید.......... چون جملگان مریدان این التیماتوم را از شیخ بشنیدند خشتکان خود را سه دستی چسبیدندی و یخچال و مبلمان و کمد را در پشت در قرار دادندی تا مانع از ورود شیخ شوند سپس با شلوار های خود طناب بساختندی و از پنجره پشتی نزول کردندی و پا به فرار نهادندی