amin ali
عشق اگه عشق باشه . . . . . پسوورد [!]بوک که سحله . . . . . . . ته دیگه ماکارونى رو قسمت کرم دار بسکوییتم رو سیب زمینى سرخ کرده هام رو پاستیل خرسى هام رو لواشک آلبالو و انارم رو هم بهش میدم...!!
amin ali
خاطرات یک مرد شیرازی: تابیست سالگی فکر میکردم اسمم زهره هست؛ چون هر روز مادرم صدام میکرد میگفت: پاشو ظهره!!!
amin ali
فاصله گرچه دستهای ماراجدا کرد
ولی خوشحالم که جرات ندارد
به دلهایمان نزدیک شود . . . !!!
amin ali
ﺭﻓﺘﻨﺖ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﻧﺎﻣﺮﺩﯾﺖ ... ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﻧﻪ ﺍﺫﯾﺘﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺳﻮﺍﻝ ﺷﺪ !! ﻓﻘﻂ ... ﯾﮏ ﺑﻐﺾ ﺧﻔﻪ ﺍﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ !... ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ ... ؟؟؟
amin ali
من نمی خواهم سايه ام را لحظه ای از خود جدا سازم من نمی خواهم او بلغزد دور از من روی معبرها يا بيفتد خسته و سنگين زير پای رهگذرها ---------------- فروغ فرخزاد
amin ali
میــــــــدونم ؛ مــــــــال من نیستــــــــی ! امــــــــا .... ! دلی کــــــــه تنگ باشــــــــه این حرفهــــــــا رو نمیفهمــــــــه... ! بــــه خــــدا نمیفــــــهمه.... !
amin ali
برنده جایزه بین المللی عکاسی با موضوع تنهایی
amin ali
به حرفایی که میخواهی بزنی دقت کن؛ شاید همین حرفها، دلی را ناخواسته برنجاند... و نسبت به حرفهایی که میشنوی بی دقت باش، شاید از دهانی شنیده باشی که قبل از حرف زدن به آن فکر نکرده...
amin ali
در زندگی به هیچکس اعتماد نکن!!! آیینه با تمام یک رنگیش دست چپ و راست را به تو اشتباه نشان می دهد...!
amin ali
تابستان میروی با تمام رنگین کمانهای سرابی........ سرد اما مثل همیشه طلایی....... طلاییت را دوست ندارم مثل خورشیدت.....که مثل رز پژمرده در دستان عاشقی قلابی بود....... نمیگویم بگذار بگویم سردی مثل یخ.....میگویم سردی مثل یک قلب سنگی..... اما هنوز شاپرکهای ذهنم نمرده اند........... هنوز نفس میکشند در هوای عشق دوست..... با دستان گرم و لطیف جارو میکنند برگهای تازه از سفر سبزی برگشته را...... تابستان....سردی.....باش....اما او هنوز سرد نیست... همراه وفادار دونده در گندم زار عشق را میگویم...... زیر پوست درخشنده آفتاب عشق آب ـنی میکنیم در رودخانه ی شعر سهراب و مینوشیم آب حیات به سلامتی تنهایی یک عاشق.....مثل فروغ... تا فروغیست و روشنایی تا ابد باید رفت در افق شرق..... در آغوش آفتابی دوست..... تقدیم به همه دوستان عزیزم.............