دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سحر

من هنوز نفس می کشم و هنوز هستم ،بی درد یا به قولی تا درد بعدی که لابد دیر یا زود فرا خواهد رسید ...... درباره »
سحر
زن - مجرد
امتیاز: 920.8

دنبال‌شدگان

(184 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(162 کاربر)

گروه‌ها

(47 گروه)

بازدید

سحر
سحر

قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد ! قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم

سحر
سحر

برو ای خوب من ، هم بغض دریا شو ، برو با بی کسی هایت هم آوا شو ، تو را با من نمی خواهم که « ما » معنا کنم دیگر … برو با یک « من» دیگر بمان « ما » شو

این ارسال را بازنشر کرده است.
سحر
سحر

لباسها در آب کوتاه میشوند و برنج ها دراز. در درازای زندگی لباس باش و در پهنای آن، برنج. واگر عمق این پند را نفهمیدی, بدان که تنها نیستی !

سحر
سحر

خدا یا کیفیت رو فدای کمیت نکن. کمتر خلق کن ولی آدم خلق کن!

سحر
سحر

فقر یعنی در خیابان آشغال بریزیم و از تمیزی خیابونای اروپا تعریف کنیم!

سحر
سحر

ما ز هر صاحب دلی یک رشته فن آموختیم،،!

سحر
سحر

شاید “درد” را از هر طرف بخوانی درد دارد اما “درمان” که نباشی “نامرد” میشوی.

این ارسال را بازنشر کرده است.
سحر
سحر

بمون

سحر
سحر

سعی کن در زندگی یکرنگ باشی ، فرش هزار رنگ را همه زیر پا می اندازند

سحر
سحر

این بار تو بگو دوستت دارم آسمان را گفته ام به زمین نیاید

سحر
سحر

آسمان بی زمین تهی خواهد بود، آسمان بی زمین نمیتواند بخندد. زمین بی آسمان میمیرد. هر دو در کنار هم - و رقص متولد میشود. زمین و آسمان در کنار هم میرقصند - و خنده است و شور و نشاط، جشن آغاز میگردد

سحر
سحر

وقتی ذهن میشناسد آن را دانش میخوانیم، وقتی دل میشناسد آن را عشق مینامیم و آنگاه که وجود میشناسد آن را مراقبه می نامیم

سحر
سحر

از سختی‌ها می‌ترسیم و از رنجها در فراریم. باید که دل از شاخۀ درخت برید و لانۀ زمینی را به هیچ گرفت و هراس را از دل راند و شکوه پرواز را تجربه کرد که اگر پرواز را تجربه کردیم دیگر زمین را در نظر نیاوریم و از اوج آسمان فرود نیاییم. پس به فراسوی ترسها پرواز کنیم ...

سحر
سحر

به آشناها خو کرده‌ایم و از ناآشناها دل بریده. راحتی را پیشه ساخته و از زحمت در هراسیم. زندگی یک‌نواخت شده و از هیجان تهی گشته است.

سحر
سحر

امکانات ما را نهایتی نیست و توانایی‌های ما را پایانی نه؛ امّا هراس داریم از کشف آنها و تلاش برای پی بردن به آنها.