سحر
ما را آفریدهاند تا پرواز کنیم نه آن که راه برویم. زمینی نیستیم که به زمین گره خورده باشیم، بلکه آسمانی هستیم و اهل پرواز.
سحر
چقدر عذاب آوره که بعد از یه مدت که حس میکنی باهاش صمیمی هستی و راحت،یهو دوم شخصه جمع صدات کنه و به جای تو بگه شما
سحر
قلمي خواهم ساخت از ني باغ بهشت ، جوهر از شيشه ي ذات ، کاغذ از صفحه ي دل ، نور از شمع حيات ، تا نويسم همه جا ، نام زيباي تو را
سحر
ناز لبت چشيده ام ياد شکر نمي کنم / تا تو فرشته ي مني ياد دگر نمي کنم
سحر
دم به دم ساعت به ساعت يادتم / گر خوشم با ناخوشم در هر دو حالت يادم
سحر
الهی! به حق آنکه تو را هیچ حاجت نیست، رحمت کن بر آنکه او را هیچ حجت نیست..سلاااااااااام صبح بخیر
سحر
نازم به نيازم كه نيازم شده نازم،خوش باش اگر زندگى ازعشق تو بازم،بى بودن توبودن ما بود ونبود است ، بى شمع و گل ازبودن پروانه چه سود است!؟
سحر
بذار که راحتت کنم،از تووی رویات نمیرم