سحر
تمام چيزها و رخدادها مسخره است، اما تا زماني كه بر سر ديگران مي آيد.
سحر
ديگر ديوار ها به آه های من ......و من به نگاه های سرد آنها...... عادت کرده ام........
سحر
...زیر این سقف های خفه ، در شکاف این دیوارهای سکن ، که می تواند به من یک قلب سالم را نشان دهد !!؟ (نیما یوشیج)
سحر
حس غرور و خودبيني در تمام مردم يكسان است؛ تفاوتش تنها در نحوه ظهور آن است.
سحر
خود را بشناس و به روح خويش فرمانروايي كن. در اين صورت مي تواني اميدوار باشي كه روزي مقتدر و سعادتمند خواهي شد.
سحر
مي روند در قبرستان و فرياد مي زنند كه تمام اينها نوكران پدر من بوده اند؛ كيست كه بلند شود و تكذيب كند.
سحر
نیاز نیست انسان بزرگی باشیم ... " انسان بودن " خود ، نهایت بزرگی است . می توان ساده بود ولی انسان بود به همین سادگی
سحر
فلاني؟..... ميداني؟..... ميگويند رسم زندگي چنين است: مي آيند..... مي مانند..... عادتت ميدهند..... و ميروند..... و تو در خود مي ماني..... و تو تنها مي ماني..... راستي نگفتي؟ رسم تو نيز چنين است؟ مثل همه ي فلاني ها؟
سحر
...تو همه راز جهان ریخته در چشم در سیاهت ، من همه محو تماشای نگاهت !!(فریدون مشیری)
سحر
دل شکستن چاره اش سنگ نیست این دل ما با نگاهی سرد نیز میشکند
سحر
حال من خوب است اما با تو بهتر میشوم / آخ تا می بینمت یک جور دیگر میشوم / در لباس آبی از من بیشتر دل میبری / آسمان وقتی که می پوشی کبوتر میشوم / میل ، میل توست ولی باور بکن / بی تو در هجوم بادها پرپر میشوم
سحر
تا جان به تنم باشد ، یادت به سرم باشد / تا سر ندهم بر باد ، هرگز نروی از یاد .