Herose
کورش جان از کارهای نیک تو نمیتوان چشم پوشید اما عده ای سعی دارند تو را نقطه مقابل اسلام قرار دهند . . . همان دینی که گر به تو عرضه میشد چه بسا که می پذیرفتی... همان دینی که چهارچوبش خدا و دیگر گفتار، کردار و پندار نیک است. . . نمی دانم چرا ما را مجبور به الگو گیری از تو میکنند تا علی (ع) . . .؟ تو بر تخت شاهی خاکها فتح کردی اما علی بر منبر چوبی دلها فتح میکرد . . . چرا سخن از بخشش تو و آزادی در انتخاب دین هست ولی کسی از بخشیدن و بخشودن علی حرفی نمی زند؟ تو شاه بودی و بخشیدی . . . تو از نظر مادی ثروتمند ترین مردمان بودی و بخشیدی . . . ولی مولایم علی و ادامه دهندگان راهش، در نهایت قناعت، بخشیدند و بخشودند . . . گرسنه بودند ولی غذای خود را به دیگری دادند . . . و . . . و . . . آری کوروش کبیر... خواب دیگر بس است برخیز و خود را از چنگ افرادی که با نام تو بر علیه خدای تو مبارزه میکنند رها کن . . .
Herose
اگر چه دخترها از پسرها خوشگل ترند ولي پيرمردها واقعآ از پيرزنها زيباترند.!!!!
Herose
قدرت اوایل رابطه*، بیقید و شرط است. قدرتش از آنجا ناشی میشود که قیاس درش راه ندارد و نتیجتا رقیبسازی نمیکند. آنقدر سرگرم شناخت تازهها هستیم که از قیاس فارغ میمانیم. باید تازه بمانیم. باید قدر تازه ماندنمان را بدانیم و خودمان را به مرحله مقایسه نکشانیم که اگر مقایسه شویم، در عین حال که بازی هیجانانگیزتر میشود، احتمال بردمان هم کمتر میشود.
Herose
فردی مسلمان یک همسایه کافر داشت هر روز و هر شب با صدای بلند همسایه کافر رو لعن و نفرین می کرد. خدایا ! جان این همسایه کافر من را بگیر.مرگش را نزدیک کن (طوری که مرد کافر می شنید) زمان گذشت و مسلمان بیمار شد. دیگر نمی توانست غذا درست کند ولی در کمال تعجب غذایش سر موقع در خانه اش ظاهر می شد . مسلمان سر نماز می گفت خدایا ممنونم که بنده ات را فراموش نکردی و غذای من را در خانه ام ظاهر می کنی و لعنت بر آن کافر خدا نشناس ... ! روزی از روزها که خواست برود غذا را بر دارد ،دید این همسایه کافرِ است که غذا براش می آورد. از آن شب به بعد، مسلمان سر نماز می گفت : خدایا ممنونم که این مرتیکه شیطان رو وسیله کردی که برای من غذا بیاورد. من تازه حکمت تو را فهمیدم که چرا جانش را نگرفتی!!! |:
Herose
بارسا حذف شده ، دوربین میاد تو استودیو ، جاودانی میگه : این شب تلخ رو تسلیت میگم , البته منظورم شهادت حضرت زهرا ست !! |:
Herose
گردن مجسمه فردوسی (تو میدون فردوسی) سه متر شال سیاه انداختن دستشم یه پرچم یا ابالفضل دادن!
Herose
در یک مرکز آموزشی در هلمند، با وجود مشکلات امنیتی، مصروفیت و کار در خانه، قید و قیودات خانواده، اقوام و مردم محله، زنان انگلیسی، کمپیوتر، خطاطی، گلدوزی و خیاطی می آموزند. یکی از دخترانی که اینجا کمپیوتر می آموزد گفت: "من کمپیوتر را دیده بودم اما اینجا یاد گرفتم که چگونه از آن استفاده کنم." " من می دانم که زن در هوشیاری از مرد فرقی ندارد و اگر ما از عین حقوق برخوردار باشیم می توانیم به این جهان و این مملکت خدمت کنیم."
Herose
غم انگیز ترین آهنگ جهان همان آهنگ شادی است که وقتی ناراحتی بغل دستیت با بی تفاوتی، گوش میکند...
Herose
هدف اذيت كردن شما بود كه به حول قوه الهي به خوبي انجام شد.