چقدردوست داشتم یک نفر از من می پرسید: چرا نگاههایت انقدرغمگین است؟ چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ اما افسوس که هیچ کس نبود...همیشه من بودم و تنهایی پراز خاطره... آری با توهستم...! با تویی که از کنارم گذشتی..و حتی یک بارهم نپرسیدی، چراچشمهایم همیشه بارانی است...!!زندگی گره ای نیست که در جست و جوی گشودن آن باشیم. زندگی واقیتی است که باید آن را تجربه کرد یادته یه روز بهم گفتی: هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده، گفتم: اگه بارون نبود چی ؟ گفتی : اگه چشمای قشنگ تو بباره آسمونم گریش میگیره، گفتم: یه خواهش دارم، وقتی آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار، گفتی: چشم، حالا امروز من دارم گریه میکنم اما آسمون نمیباره، تو هم اون دور دورا ایستادی و بهم میخندی ! اي کاش که از حال دل من خبرت بود. . . * اي کاش دمي ازسر کويم گذرت بود من مرغ. . . * اسيرم که ندارم پر پرواز. . . * اي کاش که کاشانه من زير پرت بود. . . *

13 سال و 1 ماه و 11 روز و 23 ساعت و 58 دقيقه قبل