از موقعی که #امتحانا تموم شده و همش خونه هستم اصن #روز و #تاریخ از دستم در رفتهصبح که بیدار شدم سر جام هرچی فک کردم امروز #چندشنبه هست و #چندمه یادم نمیومد هیچ #نشونه ای هم تو ذهنم نبود که بشمرم به #امروز برسم هنوز #لود هم نشده بودم که بفهمم که از #گوشیم میتونم نگاه کنماصن بدجور #درگیر بودم با خودمحال هم نداشتم پاشم از یکی #بپرسمخدا 2دقیقه مارو به خودمون #واگذار کنه از دست میریم
این روزا همش برام یه جوریه که به قول معروف مثل #خوف و #رجا میمونه!از یه طرف همش #میترسم که نکنه چیزیو که نمیدونم چیه رو از #دست بدم و از طرف دیگه یه چیزی مدام تو #گوشم میگه اونی که میخوای خیلی #نزدیکه...این حالمو نمیفهمم!اصن بدجور #دگرگونم...

13 سال و 1 ماه و 11 روز و 8 ساعت و 13 دقيقه قبل