حورا سپهر
تمام این شهر یک طرف؛تو یک طرف..خیالت راحت باشد..من طرف تو را به مردم این شهر نمی دهم..
حورا سپهر
من که میدانم..به کودکی هم اگر برگردم..تو همان شیشه ی شیر گم شده ام هستی..
حورا سپهر
من اناری را می کنم دانه،و به دل میگویم:کاش این مردم دانه های دلشان پیدا بود..
حورا سپهر
آن چیزی که تنگ شده، دل است برای تو و جهان بی تو..برای من..!
حورا سپهر
خسته شدم از تکرار شنیدن"مواظب خودت باش"..تو اگر نگران حال من بودی که نمی رفتی..می ماندی..!
حورا سپهر
وقتی پروانه ای در تاری بیفتد که عنکبوتش سیر باشد،تازه قصه ی زندگی آغاز شده است.. آنجا که دیگر نه میتواند پرواز کند و نه بمیرد..
حورا سپهر
نیمه شب در مهتاب،باغ و پاییز قماری کردند؛آن یکی بر سر برگ،آن یکی بهر رهایی از مرگ..صبحدم بود که مرغان چمن می گفتند..باز هم باغ به تک خال بلاگستر باد،برگهایش را باخت....پاییز،فصل دوست داشتنی مبارک..
tnx
15 سال و 1 روز و 19 ساعت و 23 دقيقه قبلبر شما هم مبارک حورا جونییییییییییییی
15 سال و 1 روز و 19 ساعت و 18 دقيقه قبل