امیرحسیــن :-)
شهادت را بهانه چیست؟ خدایا بهانه اش با تو.......
امیرحسیــن :-)
سردار سپاهِ سید علی، دست عـلـــــی(ع) به همراهت...
امیرحسیــن :-)
دم خروس را باور كنيم يا قسم حضرت عباس را
امیرحسیــن :-)
گردان پشت ميدون مين رسيده و زمين گير شده بود. چند نفر رفتند تا معبر رو باز كنند. او هم رفت، 15 ساله بود. چند قدم كه رفت، برگشت. يعني ترسيده؟! خب! ترس هم داشت! او ، پوتين هايش را به يكي از بچه ها داد و گفت؛ تازه از گردان گرفتم، حيفه! بيت الماله!... پابرهنه رفت.
امیرحسیــن :-)
و شرمنده از تو ای پدر شهید که تمام آرزوهایت را بوسیدی و گذشتی و من نگذشتم!! و باز نتونستم بگذرم!!!
امیرحسیــن :-)
مدتی است روی نگاه های مدیریتی کار می کنم و با انواع طرز فکرهای مدیریتی کلنجار می روم متن زیر حاصل قسمتی طنز آلود این نگاه است. با عنوان "قوانینی که نیوتون از قلم انداخت" که البته بیشتر شباهت به قانون مورفی دارد: قانون صف: اگر شما از يک صف به صف ديگري رفتيد، سرعت صف قبلي بيشتر از صف فعلي خواهد شد. قانون تلفن: اگر شما شماره اي را اشتباه گرفتيد، آن شماره هيچگاه اشغال نخواهد بود. قانون تعمير: بعد از اين که دست تان حسابي گريسي شد، بيني شما شروع به خارش خواهد کرد. قانون کارگاه: اگر چيزي از دست تان افتاد، قطعاً به پرت ترين گوشه ممکن خواهد خزيد. قانون معذوريت: اگر بهانه تان پيش رئيس براي دير آمدن پنچر شدن ماشين تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشين تان، ديرتان خواهد شد. قانون حمام: وقتي که خوب زير دوش خيس خورديد تلفن شما زنگ خواهد زد. قانون روبرو شدن: احتمال روبرو شدن با يک آشنا وقتي که با کسي هستيد که مايل نيستيد با او ديده شويد افزايش مي يابد. قانون نتيجه: وقتي مي خواهيد به کسي ثابت کنيد که يک ماشين کار نمي کند، کار خواهد کرد.
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک
به آخرخط رسیده بودم.بایدبهش ثابت میکردم که دوسش دارم..خیلی عصبانی بودم.گفت:اگه دوسم داری رگتوبزن...
گفتم: مرگ و زندگی دست خداست......
گفت:د یدی دوسم نداری.....!!!
خیلی بهم بر خورد.تیغ رو برداشتم و رگمو زدمـــــــــــــــــــــــــ
وقتی تو آغوش گرمش جـــــــــــــــون میدادم آروم زیر لب گفت:
اگه دوسم داشتی چرا تنهام گذاشتی؟؟!!