دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیرحسیــن :-)

همه چی درباره خودم: درباره من:تو بیمارستان به دنیا اومدم از بچگی بزرگ شدم چند سال سن دارم تو دو... درباره »
امیرحسیــن :-)
مرد
امتیاز: 10536

دنبال‌شدگان

(840 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(668 کاربر)

گروه‌ها

(160 گروه)

بازدید

امیرحسیــن  :-)
imam hosein2.jpg امیرحسیــن :-)

پايِ دختر بچه وقتي غرق تاول ميشود . . . پا به پايش كارواني هم معطّل ميشود . . . دستْ بسته، خواب هم باشد بيفتد از شتر . . . پهلوان باشد دچار ِ دردِ مَفصَل ميشود .

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

کی فیلم زندگی خصوصی دیده؟؟؟

امیرحسیــن  :-)
20120107172955104_27.gif امیرحسیــن :-)

خوب شد شما شهيد شديد...#دیدگاه

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

میروسلاو بلاژویچ: آرزو دارم بسیجی باشم. میروسلاو بلاژویچ با بیان اینکه آرزو می‌کنم به عنوان یک بسیجی با آمریکا بجنگم، گفت: ایران، سرزمین مقدسی است و جوانان این کشور باید قدر ایران را بدانند. به خاطر وجود این جوانان غیور است که ایران تضمین می‌شود تا غربی‌ها به ایران حمله نکنند. مام افتخارمون

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

مکان: حاشیه بزگراه ارتش.زیر پل عابر پیاده. زمان: دقایقی بعد از اذان مغرب. سوژه: یکی که بلافاصله بعد از اذان مغرب کنار اتوبان کفش هاشو درآورد و همونجا وری زمین شروع به نماز خوندن کرد. بین خودمون بمونه.من برای نماز صبح ۵ دقیقه قبل از طلوع آفتاب از خواب بیدار می شم. یا علی

امیرحسیــن  :-)
6dxy4srbxn2juoyywpdq.jpg امیرحسیــن :-)

افتخار شیعه بی باکی توست بیرق ما چادر خاکی توست یا زهرا(س)

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

و کلاس تعطیل شد...! كلاس درس شلوغ بود و همه در حال صحبت بودن ، هركسی با دوستای خودش گرم صحبت بود و خلاصه كلاس رو هوا بود ، یهو معلم اومد تو كلاس و سرو صدا خوابید . بعد طبق روال معلم شروع به خوندن لیست حضور و غیاب كرد: بزرگراه همت ............. حاضر ورزشگاه همت ............حاضر غیرت همت .................غایب سمینار همت ...............حاضر همایش همت ...............حاضر مردونگی همت .............غایب مجتمع فرهنگی همت .....حاضر آقایی همت ...................غایب صفای همت .................غایب مرام همت ...................غایب! صداقت همت ................غایب! ...همت .......................غایب! .... همت ....................غایب ! ....همت .....................غایب ! غایبا بیشتر بودن ..........كلاس تعطیل..........!!

امیرحسیــن  :-)
shimiyai2.jpg امیرحسیــن :-)

درو کنه هر کسی هر چیزی رو که کشته یه روز پشیمون می‌شین که دیگه خیلی دیره بالا رفتیم ماسته پایین اومدیم دروغه مرگ و معاد و عقبی کی میگه که دروغه؟...................... اتل متل یه بابا دلیر و زار و بیمار اتل متل یه مادر یه مادر فداکار اتل متل بچه‌ها که اونارو دوست دارن آخه غیر اون دوتا هیچ کسی رو ندارن مامان بابا رو می‌خواد بابا عاشق اونه به غیر بعضی وقتا بابا چه مهربونه وقتی که از درد سر دست می‌ذاره رو گیجگاش اون بابای مهربون فحش می‌ده به بچه‌هاش همون وقتی که هرچی جلوش باشه می‌شکنه همون وقتی که هرچی پیشش باشه می‌زنه غیر خدا و مادر هیچ‌کسی رو نداره اون وقتی که باباجون موجی می‌شه دوباره دویدم و دویدم سر کوچه رسیدم بند دلم پاره شد از اون چیزی که دیدم بابام میون کوچه افتاده بود رو زمین مامان هوار می‌زد شوهرمو بگیرین مامان با شیون و داد می‌زد توی صورتش قسم می‌داد بابارو به فاطمه، به جدش تو رو خدا مرتضی زشته میون کوچه بچه داره می‌بینه تو رو به جون بچه بابا رو دوره کردن بچه‌های محله بابا یه هو دوید و زد تو دیوار با کله هی تند و تند خمپاره زد، بخوابین الو الو کربلا پس نخودا چی شدن؟

امیرحسیــن  :-)
20720359661798649801915047217213174146255.jpg امیرحسیــن :-)

به راستی، چگونه می‌توان لبخندهای نوجوانانی را که در شبی تاریک از موج‌های سهمگین اروندرود گذشتند و به سنگرهای بتونی بعثیون در ساحل فاو حمله کردند و پیروزی دیگری برای رزمندگان آفریدند، فراموش کرد؟ و چگونه می‌توان به فتح قله‌های سربلند کردستان در اوج سرما و یخبندان بی اعتنا بود؟ فراموشی و کم اعتنایی به آن همه ایمان و وفاداری، گناهی است نابخشودنی که باید از آن به خدا پناه برد.

امیرحسیــن  :-)
61425315619269410819498180857716657236.jpg امیرحسیــن :-)

حسین عاشق جبهه و رزمنده‌ها و عاشق جهاد بود. او حتی وقتی شدیدترین زخم‌ها را در بدنش داشت، نتوانست دوری یارانش را تحمل کند و با همان زخم‌ها راه منطقه شد؛ البته این کار را بدون اطلاع ما انجام داد. فردای روزی که از بیمارستان مرخص شده بود، گفت: حوصله‌ام سر رفته! دکتر بهش چهل وپنج روز استراحت داده بود. گفتم: فعلاً باید تحمل کنی! گفت: نمی‌تونم! گفتم: چی ‌کار کنم بابا؟ گفت: منو ببر سپاه بچه‌ها را ببینم. گفتم نمی‌شود. اصرار کرد؛ دیدم صلاح نیست حرفش روی زمین بماند. بلند شدم و بردمش سپاه. آن‌جا که رسیدیم، به من گفت: شما برید، خودم برمی‌گردم. ناچار تنها برگشتم. تا 10 شب، ازش خبری نشد. ساعت 10 تلفن کرد، گفت: من اهوازم؛ بی‌زحمت داروهام را بدید یکی برام بیاره!

امیرحسیــن  :-)
15.jpg امیرحسیــن :-)

که مرگ سرخ به از زندگى ننگین است حسین مظهر آزادگى و آزادى است خوشا کسى که چنینش مرام و آئین است نه ظلم کن به کسى نى به زیر ظلم برو که این مرام حسین است و منطق دین است ببین که مقصد عالى وى چه بد اى دوست که درک آن سبب عز و جاه و تمکین است زخاک مردم آزاده بوى خون آید

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

پیرمرد خسته کنار صندوق صدقه ایستاد.دست برد و از جیب کوچک جلیقه‌اش سکه‌ای بیرون آورد. در حین انداختن سکه متوجه نوشته روی صندوق شد: صدقه عمر را زیاد می‌کند منصرف شد!!!

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر و بالاخره به اینترنت مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند. نامه را مینویسد اما در تایپ آدرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد. در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی، زنی که تازه از مراسم خاکسپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا آشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند. اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد. پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را نقش بر زمین می بیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد که در ایمیل نوشته بود : گیرنده : همسر عزیزم موضوع : من رسیدم میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی. راستش آنها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا میاد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته. من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم. همه چیز برای ورود تو رو به راهه. فردا می بینمت. امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه وای چه قدر اینجا گرمه !!!{-

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

عشق یعنی علاقه علاقه یعنی محبت محبت یعنی دوستی دوستی یعنی رسوایی رسوایی یعنی بد نامی بد نامی یعنی حقارت حقارت یعنی تنهایی تنهایی یعنی مرگ مرگ هم یعنی جایگاه بشریت بشری؟؟!! یعنی ختم این قافله ی غم

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

الهی...گاهی....نگاهی....

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

کاش همه رو ۲ تا دوست داشتیم !! بچه که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود کاش قلبها در چهره بود اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم