دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیرحسیــن :-)

همه چی درباره خودم: درباره من:تو بیمارستان به دنیا اومدم از بچگی بزرگ شدم چند سال سن دارم تو دو... درباره »
امیرحسیــن :-)
مرد
امتیاز: 10536

دنبال‌شدگان

(840 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(668 کاربر)

گروه‌ها

(160 گروه)

بازدید

امیرحسیــن  :-)
imam hosein2.jpg امیرحسیــن :-)

پايِ دختر بچه وقتي غرق تاول ميشود . . . پا به پايش كارواني هم معطّل ميشود . . . دستْ بسته، خواب هم باشد بيفتد از شتر . . . پهلوان باشد دچار ِ دردِ مَفصَل ميشود .

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند ٬ولی "مهربان باش" .

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

کاش یه ذره به خودمون بیایم

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

وای خدایا ! چه قدر مغرور شدیم ما ها ...

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

یادمه حدوداً 4یا 5 سال پیش یه اتفاقی می خواست برای من بیفته ... یعنی این طور بگم که خیلی وحشتناک بود ... الان هم با یاد آوریش تنم میلرزه ... اشک تو چشام حلقه زده ... درسته الان خیلی انسان بدی هستم ولی دوست داشتم باهاتون حرف بزنم در مورد گذشته ... وقتی تو یه لحظه یکی اومد تو دلم و بهم گفت صدا کن حضرت ابوالفضل (ع) رو ... از نای دلم و وجودم . صداش کردم گفتم که یا حضرت ابوالفضل (ع) خودت بهم کمک کن و آبرویه من و نریز .. انگار مثله آب روی آتیش بود ... فقط با یه صدا . فقط با یه ذکرش . فقط با بردن اسمش . چنان نگاهی تو همون لحظه بهم کرد که همه چی درست شد ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

خدایا ! چرا نمیاد !!! بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم اِلـهي عَظُمَ الْبَلاءُ، وَبَرِحَ الْخَفاءُ، وَانْکَشَفَ الْغِطاءُ، وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ، وَضاقَتِ الاَْرْضُ، وَمُنِعَتِ السَّماءُ، واَنْتَ الْمُسْتَعانُ، وَاِلَيْکَ الْمُشْتَکي، وَعَلَيْکَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ والرَّخاءِ، اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، اُولِي الاَْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ،وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ، فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَريباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ، يامُحَمَّدُ يا عَلِيُّ يا عَلِيُّ يا مُحَمَّدُ اِکْفِياني فَاِنَّکُما کافِيانِ، وَانْصُراني فَاِنَّکُما ناصِرانِ، يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، اَدْرِکْني اَدْرِکْني اَدْرِکْني، السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ، الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَل، يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ، بِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرينَ. اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
kodak16emroozi.jpg امیرحسیــن :-)

خدایم ! من و به خودم وا مگذار ... مهربونم ! در سختی و دشواریهای زندگی کمک کن تا بی باک و شجاع باشم ..

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

هر کس گمشده ای دارد و خدا گمشده ای داشت ... هر کس دو تا است و خدا یکی بود . هر کس به اندازه ای که احساسش می کند « هست » ! هر کس را نه بدانگونه که « هست » احساسش می کنند بدانگونه که « احساسش » می کنند هست ! انسان فقط یک « لفظ » است که بر زبان آشنا می گذرد و « بودن » خویش را از زبان دوست می شنود .... درد انسان متعالی عشق و تنهایی است ...

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

بچهاااااااااااااااا جمع شین یه عکس دست جمعی ..... یادگاری ...91/5/9 بچهای دنبالر .....ساعت 2:14 دیقه بامداد

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

بوی تنهایی...

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

فقر؛ گرسنگی نیست، عریانی هم نیست، فقر؛ همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته ی یک کتابفروشی می نشیند، فقر؛ تیغه های برنده ماشین بازیافت است که روزنامه های برگشتی را خرد می کند، فقر؛ کتیبه ی سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند، فقر؛ پوست موزی است که از پنجره ی یک اتومبیل به خیابان انداخته می شود، فقر؛ همه جا سر می کشد، فقر؛ شب را " بی غذا" سر کردن نیست، فقر؛ روز را " بی اندیشه" سر کردن است.

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

تو از تبار ما نيستي آقا! از تبار بوسه اي پنهاني! از تبار عشقي مجاني... از تبار تاجي قلابي! تو از ديار ما نيستي مولا! از ديار آن منجي كذائي... از ديار اين دين سياسي ... از ديار مدعوين گرامي! بمان ... نيا! كسي اينجا منتظر تو نيست ... اينجا... درهاي زندان... همچنان باز است!

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

راستش نميدانم ... نميدانم آخرش چه خواهد شد ... من اين لحظه نگرانم ... نگران و البته مستاصل ... از همانها كه آدمي نه راه پس دارد و نه راه پيش ... گذر زمان همه چيز را حل خواهد كرد ... شايد! و البته شايد همه چيز را نابود كند ... اين روزها و مخصوصا امروز خيلي لب مرزم ... خيلي محتاجم به دعايتان ... دعايم مي كنيد ؟! مي شود برايم «امن يجيب ...» بخوانيد ... بخواهيد شايد دلم كمي آرام گيرد ... و البته نپرسيد چه شده ... شايد به زودي همه چيز برايتان رو شود ... . . . تقديم نمي شود به هيچكس !

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

هرگز باور نمي کنم که سال هاي سال همچنان زنده ماندنم به طول انجامد. يک کاري خواهد شد. زيستن مشکل است و لحظات چنان به سختي و سنگيني بر من گام مي نهند و دير مي گذرند که احساس مي کنم خفه مي شوم. هيچ نمي دانم چرا؟ اما مي دانم کس ديگري در درون من پا گذاشته است و اوست مرا چنان بي طاقت کرده است. احساس مي کنم ديگر نمي توانم در خود بگنجم و در خود بيارامم و از بودن خويش بزرگتر شده ام و اين جامه بر من تنگي مي کند. اين کفش تنگ و بي تا بي قرار! عشق آن سفربزرگ! آه چه مي کشم! چه خيال انگيز و جان بخش است اين جا نبودن.

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

هر روز ی که میگذرد، یک روز به ظهور امام زمان نزدیک تر می شویم اما به خود امام زمان چطور . . . ؟

امیرحسیــن  :-)
13.jpg امیرحسیــن :-)

هنوز ناله ی زینب به گوش می آید چه کربلاست که آدم به هوش می آید فلک به ناله ملک در خروش می آید چه کربلاست که چون نام کربلا ببرند صدای ناله ی مردی غریب می آید چه کربلاست کز آن بوی سیب می آید ....108 روز تا محرم