امیرحسیــن :-)
در مهاباد که مستقر بودیم، از لحاظ ارتباطی خیلی مشکل داشتیم.با کوچکترین بارندگی ارتباط مخابراتی ما قطع می شد. هر روز باید یکی دو نفر می رفتند، تمامی سیمها را کنترل می کردند. صبح آن روز نیز برادر بخشی نیا، یکی از بچه های مخابرات، برای کنترل کردن سیمها رفته بود. کارش تا ظهر طول کشید.وقتی خسته و کوفته بر می گشته مقر، آقا مهدی می بیندش . خستگی بخشی نیا توجه آقا مهدی را جلب می کند.تعقیبش می کند تا ستاد فرماندهی. آنجا، اسم مشخصات، محل کار و ماموریت بخشی نیا را می پرسد.آن وقت می رود، پیشانیش را می بوسد. "من شرمنده ام، جدا از شما خجالت می کشم که این همه زحمت می کشید". بخشی نیا که انتظار چنین برخورد غافلگیرانه ای را نداشت، سرش را پایین می اندازد؛ شرمنده و حیران می گوید:"ما که کاری... " بغض امانش را نمی دهد. های های می نشیند به گریه کردن. ـــــــــــــــــــــــــــ خاطره ای از شهید مهدی زین الدین
امیرحسیــن :-)
شبهای ماه مبارک مسجد ارگ گوش بدین و دانلود کنین......http://mansoorarzi.blogfa.com/post-450.aspx
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک
دهه 60 تیا نسل سوخته هستند...پس در نتیجه میشن،پدرسوخته...
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک
یکی دو روزه ایرانسل بهم اس ام اس نداده؛میترسم...زنگ زدم 700 میگم عشقم 8282 بهم اس ام اس نداده؛یارو میگه چی؟گفتم هیچی؛خداحافظ
امیرحسیــن :-)
بچهااااااااااااااااا مرغ چه شکلی بود ؟؟؟
امیرحسیــن :-)
ناز بشی با اون قلب رئوفت میگم شما انقدر حساسید النگوهاتون نشنکنه یه موقع !! ترو خدا انقدر حرص نخورین ... به نگین دندونتون فشار میادا !! عزیییییییییییییییییییییزم طاقت کشته شدن زنان و کودکان مظلوم سوریه رو نداری!! آخی ! نازی ! چه قلب رئوفی !! اصن همش تقصیر ماست به جان تو ! هی میگم انقدر صحنه سازی نکنید ! اینا کلاً آدمای خوبین ! چرا انقدر به این بشردوستها تهمت ناروا می زنید ؟! آقا خودتونو درست کنید دیگه !! فقط یه سؤال کوچیک کنج ذهنم وول میخوره ! احتمالاً کشته شدن بچه ها و زنهای بیگناه و مظلوم غزه فشاری به شما وارد نکرد ؟؟ اون بچه سه ماهه که تو بغل مادرش جون داد چی ؟؟؟ یا اون مادری که رو پاهای نوجوونش اشهد گفت ؟؟ احتمالاً اونا جز انسان ها نبودن یا زن و بچه نبودن ؟؟ آخه نامرد یه نگاهی به آرشیو زندگیت بنداز بعد شروع به نطق کن ! بعد تریپ مردونگی بردار !!
امیرحسیــن :-)
سلام........جمیعا .......
امیرحسیــن :-)
من رفتم .....................................شب بخیر
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک
مرغ،آهنگ جدایی سازکرد.ناگهان ازسفره ام پروازکرد/ازفراقش قلب بشقابم شکست.قاشق و چنگال من درغم نشست/دیداو فیش حقوقم را مگر؟کاین چنین ازپیش من بگرفت پر/ران وبال وسینه ات یادش بخیر.قلب چون آئیه ات یادش بخیر/تازگی ازدیگران دل میبری.هرکه بامش بیش بااو میبری/تخم خود را لااقل ازما مگیر.تاکه باخاگینه ات گردیم سیر(خداحافظ مرغ!)
امیرحسیــن :-)
بچهاااااااااا مثل هر شب ...............سینی چایی .................خستگیتون دره ...........................