פــُـسیـטּ
ساده بودم آن قدر ساده که باورم شده بود بچه ها را از بازار می خرند! و در ذهن من آفریدگار پیرمردی بود که زیر بازارچه به زن های مهربان مادر شدن می آموخت، همیشه فکر می کردم که مادر کدام یک از ما را گران تر خریده است؟ و هر بار دلم می گرفت دلم می خواست او یک شب مغازه اش را که بست به خانه ما بیاید و بگوید این یکی را ارزان فروخته ام خانم! آمده ام از شما پسش بگیرم!
פــُـسیـטּ
مـن از عـمـقِ وجـود خـدایـم را صـدا کـردم ، نـمـیـدانـم چه مـیـخـواهـی ! ولــی ... بــرای تـو ... بـرای رفـع غـمـهـایـتــ ... بـرای قـلـب زیـبـایــت ... بـرای آرزوهـایــت ...! بـه درگـاهـش دعـا کــردم ... و مـیـدانـم خـدا از آرزوهـایـت خـبـردارد ...
פــُـسیـטּ
حــسـآدتـ ! خـِسآســَـتـ اسمــَش رـآ هرچـــه میخــوآهی بگـــذآر امــآ بـــآور کــن آغـــوش تـ ُــ×ــ ـو فقـط سهـــمـِ احســــآسِِ مـ َــ×ـــ ـن استـ
פــُـسیـטּ
من انتظار تو را می کِشم؛
تو مرا از انتظارت می کُشی؟
لعنت بر هر چه فتحه و ضمه و کسره ...
פــُـسیـטּ
کاش نامت را با خط بریل می نوشتند! صدا کردنت کافی نیست شکوه اسم تو را باید لمس کرد . . .
פــُـسیـטּ
می خواهی نباشی اما هستی می خواهی بهتر باشی اما محال است می خواهی بد تر باشی اما وجودش را نداری می خواهی معمولی باشی اما حوصله ات سر می رود از خودت...
פــُـسیـטּ
درد تنهایی کشیدن •مثلِ کشیدنِ خطهایِ رنگی روی کاغذِ سفید •شاهکاری میسازد •به نامِ دیوانگی...! •و من این شاهکارِ را •به قیمتِ همهٔ فصلهایِ قشنگِ زندگیم خریده ام... •تو هر چه میخواهی مرا بخوان •دیوانه •خود خواه •بی احساس....... •نمیــــــــفروشــــــــــم..!
פــُـسیـטּ
همیشــــــه سنگ تو هستی ، همیشــــــــــه شیشه منم و آنکه خـــــــــرد و شکستــــــه شده همیشــــــه منم کلاغ قصه تو هستـــــی و خوب میــــــــــدانی متـــــرسکی که نشستــــــه کنار بیشــــــــــه منم ... - مهتاب سراغی-
פــُـسیـטּ
گاهی تمام نور را هم که خرج کنی... حریف نمی شوی، تاریکی چشمانشان را.....
פــُـسیـטּ
اشک هایم رها میشود هیچ کس جز خودم برایم گریه نمیکند کاش کسی را داشتم برایم گریه میکرد حتی یک نفر........
פــُـسیـטּ
بر آنچه گذشت ؛ آنچه شکست ؛ آنچه ریخت حـــــــــــــــســــــــ ـــــرت نـــــــــــــخــــــــــ ــور... زندگی اگر زیبا بود با گریه شروع نمیشد...!
פــُـسیـטּ
باز هم برایت می نویسم از دریا از گل از کوه و از تو ... می دانم هنوز هم فکر می کنی این شعر مال تو نیست.
פــُـسیـטּ
چگونه از لب سردم بهار می خواهی ؟
منی که قافیه ام هم ردیف پائیز است...
פــُـسیـטּ
توسط فید
هادي ساعي مدير تيم ملي تکواندوي جمهوري اسلامي ايران در آستانه شروع رقابت هاي وزن 68 کيلوگرم المپيک گفت: تکواندوکاران ما براي کسب مدال کاملا آماده اند و اگر اتفاق غيرمترقبه اي نيفتد انشاءالله مدال المپيکي ديگري را براي کشورمان کسب خواهيم کرد.
++++++++++++++++++like
13 سال و 10 ماه و 10 روز و 9 ساعت و 8 دقيقه قبل
13 سال و 10 ماه و 10 روز و 9 ساعت و 1 دقيقه قبل توسط موبایل