پِگوله پشمک به سر
الان سگها باوفا تر از خیلیا هستن....
پِگوله پشمک به سر
بچه ها جووووونم من دارم میرم بیرون بای بای
پِگوله پشمک به سر
مرد وطن پرست فقط: امیر کبیر
پِگوله پشمک به سر
روزي گنجشكي كه ادعا ميكرد زورش از فيل هم بيشتر است به فيلي گفت: «بيا با هم دعوا كنيم.» فيل قبول كرد و با ضربه خرطومش گنجشك را نقش زمين كرد و گفت: «ديدي زور من بيشتر است!» گنجشك كه همه پرهايش ريخته بود، گفت: «حالا كجايش را ديدهاي! من تازه كتم را درآوردهام.»
پِگوله پشمک به سر
براي کشتن يک پرنده يک قيچي کافي ست. لازم نيست آن را در قلبش فرو کني يا گلويش را با آن بشکافي. پرهايش را بزن... خاطره پريدن با او کاري مي کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند
پِگوله پشمک به سر
کاش مي شد بار ديگر سرنوشت را از سر نوشت/ کاش مي شد هرچه هست بر دفتر خوبي نوشت/ کاش مي شد از قلمهايي که بر عالم رواست با محبت ،با وفا،با مهربانيها نوشت/ کاش مي شد اشتباه هرگز نبودش درجهان/داستان زندگاني را بي غلط حتي نوشت/ کاش دلها از اول مهمور حسرتها نبود/کين اي همه اي کاش ها را بر دفتر دلها نوشت
پِگوله پشمک به سر
شايد آن روز که سهراب نوشت : تا شقايق هست زندگي بايد کرد خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچک و ياس زندگي اجبارست
پِگوله پشمک به سر
خطاب به بروبچس ماشین دوست: