پِگوله پشمک به سر
حکایت ما و دوستان حکایت برکه است و ماه .... دور از هم و در دل هم ...........!!!
پِگوله پشمک به سر
تک تک نجواهای شبانه لابه لای موهایم جا مانده اند ... کاش لااقل میشد فقط شب بخیر شبها را بگویی تا بخوابم لالایی ها پیشکش... من خوبم..من ارامم...من قول داده ام فقط نمیدانم چرا هی اه میکشم اه.. اه.. و بازم اه.. خسته شدم از اینهمه اه شبها تمام اها در سینه مند انقدر سوزناک هستند که میتوانم با این همه اه دنیا را خاکستر کنم ; اما حیف قول داده ام من خوبم... من ارامم... من قول داده ام... فقط کمی دلواپسم... کاش قول گرفته بودم از تو برای کسی از ته دل نخندی ...!