پِگوله پشمک به سر
برای دل خودم می نویسم ... برای دلتنگی هایم برای دغدغه های خودم برای شانه ای که تکیه گاهم نیست ! برای دلی که دلتنگم نیست ... برای دستی که نوازشگر زخم هایم نیست ... برای خودم می نویسم ! بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !.!.!.!
پِگوله پشمک به سر
ارامش صداش اندازه گریه ی من دووم نداشت زود زود تموم شد ولی من دارمش...من این ارامش و این صدا رو دارم....ولی جایی گذاشتمش که فقط منم و من...گوشه ذهن من.. و باز هم در خیال من....
پِگوله پشمک به سر
چقد دل تنگم....................!!
پِگوله پشمک به سر
اَز آدمہا بگـــذر دلتـــ را گنده تر کنـ ناراحتـــ ايـن نبـــاش کہ چرا جاده ے رفاقتـــ با تو هميشہ يک طرفہ ستـــ مہم نيستـــ اگه هميشہ يک طرفہ اے شاد باش کہ چيزے کم نذاشتہ اے و بدهکار خودتـــ ، رفاقتتـــ و خـــدايتـــ نيستے ...............!!
پِگوله پشمک به سر
ریه هایم بهونه هوای با تو بودن را دارن...! تهدید میکنند زندگیم را...!
پِگوله پشمک به سر
من از مرگ ماهی ها میترسم وگرنه درد دلم را به دریا میگفتم