پِگوله پشمک به سر
آب نریختـــــم که برگردی آب ریختـــــم تـــا پاک شود هر چه رد پای توست …..از زنـــدگی ام…!
پِگوله پشمک به سر
همیشه به من میگن مثل بچه ی آدم رفتار كن...... من نمیدونم مثل هابیل باشم یا قابیل!؟
پِگوله پشمک به سر
نگران اشکهایم نباش ! از لبخندم بترس که معنایش اشکهای فردای توست…………!
پِگوله پشمک به سر
اگر روزی بین رفتن و ماندن شک کردی حتما برو، بی معطلی چون نمی بایست کار به شک می کشید که بیاندیشی یا نیاندیشی . . .
پِگوله پشمک به سر
بعد از مردنم مزارم را با آب و صابون بشوئید تا هر کس از مزارم رد شد بخوره زمین بخندم روحم شاد شه!!!
پِگوله پشمک به سر
چقدر عجیب است دریا...! همین که غرقش می شوی تورا پس میزند، مثل انسانها.
پِگوله پشمک به سر
روز اول كه عاشقت شدم یادت هست؟ تو كرم ابریشم بودی و من كرم سیب . من به تو قول دادم كه دیگه سیب نخورم تو هم به من قول دادی كه دور خودت تار نزنی! اما من وقتی یك سیب خوشمزه دیدم قولمون یادم رفت و تو از غصه دور خودت تار زدی و بعد یك پروانه خوشگل شدی و منو تنها گذاشتی رفتی دیگه از هر چی سیبه متنفرم
پِگوله پشمک به سر
هیچ کس اشکی برای ما نریخت ... هر که با ما بود از ما می گریخت ... چند روزی ست حالم دیدنیست... حال من از این و آن پرسیدنیست... گاه بر روی زمین زل می زنم!
پِگوله پشمک به سر
تو از این دشت خشك تشنه روزی كوچ خواهی كرد
و اشك من
تو را بدرود خواهد گفت
و می دانم
كه روزی ... باز خواهی گشت
پِگوله پشمک به سر
معلممان میگفت زیر کلماتی که نمیدانید خط بکشید حالا بعد از این همه سال این همه عمر این همه کتاب به زیر همه دنیا خط میکشم...
پِگوله پشمک به سر
بیا ... من میشم یوسف تو هم زلیخا ! فقط جون مادرت ایندفعه یه ذره تندتر بدو نذار من فرار کنم !!!
پِگوله پشمک به سر
دل تنگی فقط واسه ما انسانها نیست پرنده های خشن هم ناراحت و دل تنگ میشوند...!
پِگوله پشمک به سر
پرنده ای که باعث شد Angry birds ساخته بشه: