پِگوله پشمک به سر
يه ننه بچشو نفرين ميکرد : ننه ايشالا برى زير 19چرخ . پسرش برگشت گفت ننه خيلى بيرحمى زاپاسشم حساب کردى
پِگوله پشمک به سر
دیدین شبا که خونه ساکت میشه اسباب وسایل تو خونه شروع میکنن به صدا درآوردن ؟ الهی بگردم ؛ خستگی در میکنن ! عاشق صدای قلنج شکوندن تلوزیونم …
پِگوله پشمک به سر
رفتم دندونپزشکی به دکتره میگم آقای دکتر این دندون عقلم کج دراومده … اومدم حسابشو برسی! دکتره میگه یعنی میگی بکشمش؟! پَ نه پَ گفتم دکتری … یکم نصیحتش کنی بلکه به راه راست هدایت شه
پِگوله پشمک به سر
دست بر شانه هایم میزنی تا “تنهایی” م را بتکانی ، به چه می اندیشی ؟ تکاندن برف از روی شانه آدم برفی
پِگوله پشمک به سر
دستاتونو بیارید جلو باهم دوست شیم...
پِگوله پشمک به سر
از درس خوندن خسته شدم وقتی تموم بشه درسم بادوستم 1 ماه میرم مسافرت
پِگوله پشمک به سر
تجربه نشون داده
وقتی با دوستت دعوات میشه
تازه میفهمی چقدر از اسرار زندگیت با خبر بوده !
پِگوله پشمک به سر
دلم میخواد موهامو مثل سمت راستیه بکنم ولی حیف که...
پِگوله پشمک به سر
سلام به بروبچه های دنبالر
پِگوله پشمک به سر
از زشت رویی پرسیدند:"آن وقت که جمال پخش می کردند، کجابودی؟" پاسخ داد:"درصف کمال."
پِگوله پشمک به سر
یادش بخیر کودکی! قهر میکردیم تا قیامت ...... و لحظه ای بعد قیامت می شد.
پِگوله پشمک به سر
صبر کردن دردناک است و فراموش کردن دردناکتر و از اين دو دردناکتر ان است که نداني بايد صبر کني يا فراموش!