پِگوله پشمک به سر
به شانه ی کسی تکیه نکن آدمی اگر بیفتد از سمتی می افتد که تکیه کرده است .............!
پِگوله پشمک به سر
پیازهم که خردمیکنی گریه میکنی یعنی من ازپیازهم کمترم که خردم کردی و خندیدی
پِگوله پشمک به سر
خدایا به کدامین زبان بگویم که از اینده گذشته رامیخواهم.....................!!!
پِگوله پشمک به سر
چقــدر دلم تمام شدن می خواهـد ... از آن تــمام شدن هایــی که بشــود نقــطه سرِ خط ... و آنگـــاه دیکــته تمــام شـود ! و من دیگــر آغـــاز نشــــوم ...
پِگوله پشمک به سر
صف می کشند دلتنگی های من چو دانه های تسبیـح به نخ کشیده شده … چقدر بگردانم دانه ها را تا تو بیایی ؟
پِگوله پشمک به سر
می گویند موقع مرگ همه ی زندگی مثل فیلم از جلوی چشم آدم رد می شود . . . . به فیلم زندگی ام که فکر میکنم به مردن علاقه مند می شوم شاید... آن موقع یک بار دیگر دیدمت!!
پِگوله پشمک به سر
هِی خدا تو چقد بزرگی...................!
پِگوله پشمک به سر
خندیدن خوب است............. قهقهه زدن عالیست................... گریه ادم را ارام میکند......................... .............اما.................. لعنت به بغض..............................................
پِگوله پشمک به سر
من اگر میخندم تنها به اجبار عکاس است،وگرنه من کجا و ... واژه ی سیب کجا ؟!
پِگوله پشمک به سر
گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها حسرت ها را می شمارم و باختن ها وصدای شکستن را ... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم وکدام خواهش را نشنیدم وبه کدام دلتنگی خندیدم که چنین دلتنگــــــــــــــــم
پِگوله پشمک به سر
دلـتنگــي، پيچيــده نيســــت. يــک دل.. يک آسمان.. يــک بغــض .. و آرزوهــاي تـَـرک خـورده ! به همين ســادگـي ...
پِگوله پشمک به سر
خدايا... قبول كن حق با شيطان بود ادميانت قابل پرستش نبودند .............!!





13 سال و 3 ماه و 29 روز و 20 ساعت و 39 دقيقه قبل