پِگوله پشمک به سر
ماندن بهانه میخواهد و نوشتن دلیل!!! بهانه ام کو ! کجاست..! میخـواهم بمانم ! بنویسم ! بیـا بـــرگـــــرد از قلمـــروت دفـاع کن . . . دارنـد فتــح ام می کنند غمـــــها ...!
پِگوله پشمک به سر
دل... این واژه ی بی نقطه گاه به وسعت یک دنیا برایت تنگ می شود...
پِگوله پشمک به سر
ســــرد خواهد شد ، روزها، بی آغوش ِ من بَر تن کن ... دروغ هایی را که بافــتی !!............
پِگوله پشمک به سر
هر بار که می خواهم به سمـتـت بيايم يادم می افتد ” دلـتـنـگی ” هرگز بهانه خوبی برای تکرار يک اشتباه نيست . . . !
پِگوله پشمک به سر
گاهي سخــتــــ ميشـــود......... دوستش داري و نميداند،،،،،دوستش داري و نمي خواهد،،،،، دوستش داري و نمي آيد،،،،،،دوستش داري وسهم تو از بودنش فقط تصويري ست رويايي در سرزمين خيالت،،،،،،دوستش داري و سهم تو از ايــــنهــــمهـ @تـــــنـــــهــــايـــــي@ ســتـــــ
پِگوله پشمک به سر
از هیـــچ چیــز بچــگی پشیمون نیستــــم... جُز اینکه دِلَم میخواست زودتر بزرگـــ شــم...
پِگوله پشمک به سر
بدتر از رفتن گندیست که انسان ها به "باور "یکدیگر می زنند ....
پِگوله پشمک به سر
هی فلانی.........................!!! تمتم لحظه هایی که سرگرمیت بودم زندگیم بودی......!!!!
پِگوله پشمک به سر
هنـوز هم دلَم تنگ می شـود برای ِ تو برای ِبودن هایـَـت که دیگـر نیسـت ! برای ِآغوشـَت که بی مِنـَت برای ِ من باز بــود ... برای ِاحساسَت و دوســت داشتن هایت ! و برای ِخـودم ! که وقتــی نیستــی عجیـب خود را گـُم می کنـم ایـــن دلتنگـی ها همـه اش تقصیـر توسـت ! بدجـ ـوری دیـوانه و عاشـقـ ـَم کردی ............!
پِگوله پشمک به سر
منو از این عذاب رها نمیکنی/کنارمی به من نگا نمیکنی تمام قلب تو به من نمیرسه/همین که فکرمی برای من بسه .....................!
پِگوله پشمک به سر
با خودم حرف میزنم ... خودم را برای خودم آراسته میکنم... عطر میزنم تا خوشبو شوم ... بعد دست خودم را میگیرم و روی نیمکت پارک مینشینم و "جفت" ها را حسرت بار نگاه میکنم ... این است حکایت من و تنهایی هایم !!
پِگوله پشمک به سر
دلتنگی فقط یک اسم مستعار است برای تمام حس هایی که اسمشان را نمی دانیم و هر کدامشان برای خود یک دلتنگی اند !!!
پِگوله پشمک به سر
کاش امتداد لحظه ها تکرار باتو بودن بود صلاحم ....................!
پِگوله پشمک به سر
ديـــگر از اين شـهـــر ميخواهم سفر کنم !
چمدانم را بسته ام ، اگر خـــدا بخواهد امروز ميروم ...
منــتـظــر قـــطـــــارم !
امـــا نــــه در ايــســتــگــاه ،
روی ريــــــل قــطــــار . . .