دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابای ملینا

ساکت آروم راحت درباره »
بابای ملینا
مرد - متاهل
امتیاز: 2900

دنبال‌شدگان

(188 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(293 کاربر)

گروه‌ها

(25 گروه)

بازدید

بابای ملینا
بابای ملینا

ﻫﻤﻴــــﺸﻪ ﺳــﺮﻡ “ﺑﺎﻻﺳــﺖ” ، ﭼــﻮﻥ ﺑــﺎﻻ ﺳــﺮﻡ “ﺧﺪﺍﺳــﺖ”

elinaz
elinaz

دمش گرم!!! باران را میگویم... به شانه ام زدوگفت؟ خسته شدی؟ امروز را تو استراحت کن..من به جایت میبارم

این ارسال را بازنشر کرده است.
سها
سها

یه روزایی دلت تنگه؛ حس بدیه، میدونم ... ولی یه وقتایی دلت میگیره ... از همه دنیا دلت میگیره. دنیایی پر از ادمای رنگی که حتی یه نفرشون هم نمیتونه کمکت کنه اینجور وقتا فقط تصویر کشیدن یه تیغ تیز روی رگت برات مجسم میشه...

این ارسال را بازنشر کرده است.
سها
سها

میروم به جایی دور دست جایی خالی از اینهمه ... جایی که از جنس اینجا نباشد... حتی *جهنم* !! فقط اینجا نباشد . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
aloNE**
ukmuojsyoixsfgvqw7mp.jpg aloNE**

وقتـــــِ زیــــاد باشه ولـــــــــــِ برای نبــــاشه

و 2 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
α√α ...
α√α ...

@aloNE** بعضـی آدمـا هستن کـه وقـتی بـشی دیگـه از آزادی

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الهام سادات
الهام سادات
در سلام

سلام ای بی وفای بی مرووت / سلام ای ساز گیتار محبت .......سلام کردم نگی تو بی وفائی / وگرنه ما که عاشقیم بی مرووت !!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
❤ ƒąȶᙓℳ£ђ ❤
❤ ƒąȶᙓℳ£ђ ❤
در نقاشی

اینم یکی دیگه از کارهای ماستلازم به ذکر هــستش که این نقاشی تو شده!!البته اگه هـنرستانیا نبودن همچین اتفاقی نمیوفتاد!!بهتر میشد//طرحی هست از ارگ بم/// تکنیک: مــداد رنگی/// به امــید کارهای بـــهتر... [لینک] نظر هم بدین لدفن...مرسی!

این ارسال را بازنشر کرده است.
nahid
nahid

ایرانسل : مشترک گرامی چته ؟ چه مرگته ؟ تو فکری ؟ برو از سر کوچه یه شارژ هزاری بخر ۲۰۰ تومن جایزه بدم خوشحال شی

این ارسال را بازنشر کرده است.
nahid
nahid

چیز چیست ؟ کلمه ایست شگفت انگیز در زبان فارسی که میتواند جایگزین تمـــام کلمات دیگر شود ؛ زمانی که طرف کم می آورد از آن کلمه در جمله اش استفاده میکند ؛ به مثال های زیر توجه کنید : چیز اینو کجا گذاشتی ؟ خواستم خدایی نکرده یه وخ چیز نشه … برو پیش فلانی چیز کن !

این ارسال را بازنشر کرده است.
nahid
nahid

بوســـه اسم است، چون عمومی است فعل است، چون هم لازم است هم متعدی حرف تعجب است، چون اگر ناگهانی باشد طرف مقابل را مات و مهبوت میکند ضمیر است، چون از قید انسان خارج نیست حرف ربط است، چون ۲ نفر را به هم متصل میکن !

این ارسال را بازنشر کرده است.
nahid
nahid

آورده اند روزی شیخ و مریدان در کوهستان سفر می کردندی و به ریل قطاری رسیدندی، که ریزش کوه آن را بند آورده بودی. و ناگهان صدای قطاری از دور شنیده شد. شیخ فریاد برآورد که جامه ها بدرید و آتش بزنید که این داستان را قبلن بدجوری شنیده ام، و مریدان و شیخ در حالی که جامه ها را آتش زده و فریاد می زدند ، به سمت قطار حرکت کردندی. مریدی گفت: یا شیخ! نباید انگشت مان را در سوراخی فرو ببریم؟ شیخ گفت: نه! حیف نان! آن یک داستان دیگر است. راننده ی قطار که از دور گروهی را لخت دید که فریاد می زنند، فکر کرد که به دزدان زمینی سومالی برخورد کرده و تخت گاز داد، و قطار به سرعت به کوه خوردی و همه ی سرنشینان جان به جان آفرین مردند. شیخ و مریدان ایستادند و شیخ رو به مریدان گفت: قاعدتن نباید این طور می شد! سپس رو به پخمه کردی و گفت: تو چرا لباست را در نیاوردی و آتش نزدی؟ پخمه گفت: آخر الان سر ظهر است! گفتم شاید همین طوری هم ما را ببینند و نیازی نباشد!

این ارسال را بازنشر کرده است.
ونوس جوی
ونوس جوی
توسط پیامک

بازامشب عرشیان کف میزنند،آل احمدپنجه بردف میزنند،جبرئیل آمدبه آوازجلی، 
می سرایدیامحمدیانبی. "روزمبعث مبارک"

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهام سادات
الهام سادات

چقدرعجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه تا فرياد نکشي کسي به طرفت برنمي گرده تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الهام سادات
الهام سادات

می سوخت! "تمام"دیشب را نخوابیده بودم وبالای سرش با کهنه ای خیس بیدار ماندم فکر کردم"تب"کرده است! نمیدانستم حرارت"تنش"از این است که... تمام"دیروز"در آغوش دیگری بود!

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهام سادات
الهام سادات

همه چیز خنده دار بود.... داشتن تو.... بودن من.... ماندن ما.... رفتن تو.... رفتن من..... گاهی از این همه خنده گریه ام میگیرد.....! دقیقا مثل امروز وقتی اس دادی منم بازش کردم با تمامه دقتم خوندمش....دفه اول نفهمیدم.....دوباره خوندم...نوشته بودی: بهش دست زدم..... بغلش کردم.... بوسش کردم..... چون دوسش دارم...چون فکر اینکه مال من نباشه رو هم نمیکنم.....چون ماله منه.....!!!!! خندم گرفت....ولی بعدش با تمام وجود گریه کردم.....وای..... باورم نمیشد همچین حرفی بزنی....! گفتم ازت متنفرم که ببینم چی میگی....گفتی خوبه بالاخره حست مثل حس من شد.... ولی من از خودم متنفرم که عاشق کسی شدم که لیاقت نداره.....لیاقت نداره شبا به خاطرش خوابم نبره...به خاطرش قرص بخورم.....به خاطرش خودمو عذاب بدم..... لیاقت نداری......حالا با تمامه وجودم داد میزنم ازت متنفرم.......متنفر.....

این ارسال را بازنشر کرده است.