در نگاهت چیست که نمیدانم؟؟مثل ارامش بعد از یک غم...مثل پیدا شدن یک لبخند...مثل بوی نم بعد از باران...در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست...من به ان محتاجم...
به سلامتیه پسر بچه ای که همه ی پول های مچاله شدشو ریخت جلوی فروشنده و گفت اقا واسه روز پدر کمر بند میخوام فروشنده گفت چه مدلی باشه...اون گفت فرقی نمیکنه فقط دردش کم باشه...
تو دل یه مزرعه یه کلاغ رو سیاه هوایی شده بره پابوس امام رضا . . . اما هی فکر میکنه اونجا جای کفتراست . . . آخه من کجا برم یه کلاغ که رو سیاست . . . من که توی سیاهیا از همه رو سیا ترم . . . میون اون کبوترا با چه رویی بپرم . . .تو همین فکرا بودش کلاغ عاشق ما . . . یه دلش میگفت برو یه دلش میگفت بمون . . . که یه هو صدایی گفت تو نترس و راهی شو به سیاهی فکر نکن . . . تو یه زائری برو من که توی سیاهیا از همه رو سیا ترم . . . میون اون کبوترا با چه رویی بپرم . . . #محسن#چاووشی
لایک پروفایل شدی
12 سال و 11 ماه و 23 روز و 22 ساعت و 48 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 23 روز و 22 ساعت و 45 دقيقه قبل