دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابای ملینا

ساکت آروم راحت درباره »
بابای ملینا
مرد - متاهل
امتیاز: 2900

دنبال‌شدگان

(188 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(293 کاربر)

گروه‌ها

(25 گروه)

بازدید

بابای ملینا
بابای ملینا

ﻫﻤﻴــــﺸﻪ ﺳــﺮﻡ “ﺑﺎﻻﺳــﺖ” ، ﭼــﻮﻥ ﺑــﺎﻻ ﺳــﺮﻡ “ﺧﺪﺍﺳــﺖ”

سارا
سارا

یه وقتایی دلم میخواد تو آغوش خدا باشم

این ارسال را بازنشر کرده است.
سارا
سارا

یه حرفایی تو این دل هست که گه گاهی نفس گیر

این ارسال را بازنشر کرده است.
shamim
shamim
در میکده

اما افسوس آب دریا قلب ها را از هم جدا کرد،دل سنگ آبیه آب لب هامونو بی صدا کرد...تویه چشم به هم زدن بُرد آب دریا خاطراتم،حالا یه دل واسه من مونده که اونم مونده تو ماتم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
shamim
shamim

مگه تو نگفته بودی واسه تو رفیق راهم،ما چه نقشه ها کشیدیم واسه فرداهای با هم...تو میگفتی که بمونیم پاک و بی ریا و ساده،دستای همو بگیریم توی پیچ و خم جاده...

این ارسال را بازنشر کرده است.
shamim
shamim
در میکده

بمیرم اون دم آخر،چی به روز عشقم اومد،هی نگاش میکنم به من میفتاد کاری از من بر نیامد...می دیدم که لای موجا دنبال دستام میگرده...ای خدا خودت نگاه کن دریا با دلم چه کرده!

این ارسال را بازنشر کرده است.
shamim
shamim
در میکده

از لب دریا و ساحل هرکی یک خاطره داره،آخه دست خیلی ها رو توی دست هم میزاره...دریا حرفی دارم اما واسه گلایه دیره،از خدا میخوام که هیچ وقت عشقتو ازت نگیره...اما نارفیقی کردی،کردی عشقمو نشونه...باشه اشکالی نداره،ما خدامون مهربونه...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
shamim
shamim
در دوره

همیشه با تو میمونم چقدر این جمله غمگینه چرا چشمای مات من کسی اینجا نمیبینه...تو از رفتن چه میدونی،تموم واژه ها مردن چه جوری میشدم وقتی برام عکساتو آوردن...چقدر این جمله غمگینه تموم قصه بازی بود،تموم عشق تو چشماش بفهمی صحنه سازی...تو با احساس من مردی دیگه این جا زمستونه،چرا بعد تو من تنهام کسی اینو نمیدونه...خیانت یعنی تنهایی همین حالی که من دارم...همین حسی که میبینم همیشه تو صدام دارم...خیانت یعنی باورکن که دیگه برنمیگرده...مرور خاطرات تو منو دیوونه تر کرده...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
╰☆╮dokhi fazaei╰☆╮
╰☆╮dokhi fazaei╰☆╮

تنهایی یعنی: از گرمی نفسهای کسی که دوسش داری دور باشی

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
╰☆╮dokhi fazaei╰☆╮
╰☆╮dokhi fazaei╰☆╮

سلامتی روزهایی که او میگفت دوستت دارم و من باور میکردی. .

این ارسال را بازنشر کرده است.
╰☆╮dokhi fazaei╰☆╮
╰☆╮dokhi fazaei╰☆╮

اعصابم این روزها عین بیسکویت شده … از اون بیسکویت هایی که یک هفته میمونه ته کیفت ، که یادت میره بخوریش … همون ته له میشه ، خورد میشه ، پوووووودر میشه !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ممد
ممد

گویند روزی شیخ بر منبر چمباتمه زده و خیل مریدات را به حکمت لایزول خوش رهنمون نمودی و تخمه معرفت به دندان عقل بشکستی و پوست آن در بیابان جهل مریدان بریختی، که ناگاه مریده ای عرض کرد: مولای ما, سه نام بگویید که آخرش کلمه "الله" باشد! شیخ دستی بر خشتک زانده و به جد فرمودند: 1- روح الله ، 2- سیندرالله و 3- پپ گواردیالله !!!! گویند مریدات چون این سخن از شیخ یشندیدند، چادرهای خویش جرواجر نموده، کشف حجاب کردند و سی آنتالیا حمله ور شدند.

این ارسال را بازنشر کرده است.
ممد
ممد

روزي وَلَدِ يکي از مريدان با خوشحالي نزد پدرش آمد و گفت که در کنکور دانشگاه آزاد مقبول گشته است . وي جهت کسب اطلاع نزد شيخ برفت و پرسيد : يا شيخ ! دانشگاه آزاد چيست ؟ شيخ فرمود : سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب.....!!! " از جيب و جان که بر آيد ...... کز عهده خرجش به در آيد... " !!! و مرید همي به حال خويشتن گريستن کناد و پَس گردنيها و دَرِ ماتحتی ها نِثار فرزند نمود !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
ممد
ممد

از معادلات ابن دیفرانسیل از مریدان خرخون شیخ ( خ-ف ) نقل است که در ایام امتحانات پایان ترم , شیخ کنج عزلت برگزیده بود و در حجره خویش آرمیده و دم بر نمی‌ آورد !!! زین سبب مریدان را از حالت شیخ, تشویش و نگرانی عظیم فرا بگرفت. پس چندی از آنان بر حجره داخل شدند و شیخ را بدیدند که برگه ای از A4 بر زمین نهاده و خشتک از پا بیفکنده و مشابه بر احوال موال, بر آن ورقه بنشسته و به تنظیم موقعیت ماتحت خویش در جهات X و y بر فراز برگه مشغول است... !!!! مریدان دیده از شرم بربستند و پرسیدند: یا شیخ، این چه حکمت است ؟ شیخ فرمودند: ای غافلان، سیمولیشن دانید چیست؟ از بهر امتحانات مهیا همی گردم و این برگه, ورقه امتحانی فرضی است و من ریدن در امتحان شبیه سازی کنم!!! مریدان نیز چون این بشنیدند سخت بر خود بریدندی و از خوف امتحان خشتک خویش رنگین نمودند.....

این ارسال را بازنشر کرده است.
ممد
ممد

مريدي كارمند نزد شيخ (خ-ف) برفت و رخصت حضور يافت و عارض شد كه يا شيخ؛ اين سيارة پرايد 18 ميليوني شده است و درآمد ماهيانه اين حقير في الحال ثابت است , آخر به چه دلیل یک پراید ساده اینقدر گران بشدندی ؟ شيخ فرمود : لكن شما هم اگر روزي اين همه مريد را ميكشتي الان ارزش و قيمتت 3 برابر شده بود !!! نقل است که شدت منطق در این استدلال به حدی بود که مستمعین این سخن بی اختیار جامه ها و خشتک هایشان را دریده به سمت خیابانهای شهر گریختند تا به نظاره ی صحنه ای چند از کشتارِ مریدان توسط پراید بایستند !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
ممد
ممد

آورده اند که روزی شیخ در فکر فرو رفته بودي که چگونستي که مریدان با این بيشعوري و فراخ طبعی پس از شنیدن سخنان او اینچنین تیز و فرز خشتک می درند و چون برق به سمت بیابان روانه می شوند و دیوار صوتی می شکنند، لذا تدبیری اندیشید تا از سرّ ِ کار آنان سر در بیاورد. ساعتی بعد مریدان را جملگی فراخواند ، مریدان به گرد او جمع گشتند و منتظر دُرفشانی شیخ بودند تا مثل همیشه سر به بیابان بنهند که شیخ قبل از افاضه فرمایشات خویش با حرکتی انتحاری در کسری از دقیقه از همه آنها آزمایش دوپینگ گرفت!!! لذا تست دوپینگ همه مریدان مثبت اعلام شد و مریدان تا 2 دوره از شرکت در تجمعات شیخ محروم و تمامی "خشتکهای اهدایی" به آنها جمع آوری و در اختیار مردم مصیبت زدۀ سومالی، كنگو كينشازا و پاپوآ گینه ی آفریقایی قرار گرفت.

این ارسال را بازنشر کرده است.