@jasmin yeki yedune به حضرت ادم میگن وقتی میخواستی زن بگیری فقط حوا بود ؟ میگه پـــ نـــ پــــ کیم کارداشیان و چندتا مدل امریکایی دیگه هم بودن اما من به خاطر حجابش حوا رو انتخاب کردم
چقدر سخته.... وقتی که تو اوج نا امیدی هستی فرشته ی نجاتت از راه برسه و بهت امید زندگی بده اما بدونی که برای همیشه موندگار نیست روزی میرسه که ازت جدا میشه می ره دنبال زندگیش چون اون برای تو همه کس بود و تو برای اون فقط یک دوست!!!!!!!! میره......اما برای همیشه دلت رو با خودش میبره کاش می فهمید که چقدر دوستش داری و برات چقدر عزیزه کاش کمی از احساست رو درک می کرد کاش........ دوستت دارم ......کاش این احساس منو درک کنی امید زندگیمی.......
یه مرد ۸۰ ساله میره پیش دكترش برای چكآپ. دكتر ازش در مورد وضعیت فعلیش میپرسه و پیرمرد با غرور جواب میده:
هیچوقت به این خوبی نبودم. تازگیا با یه دختر ۲۵ ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زایمانش میرسه. نظرت چیه دكتر؟
دكتر چند لحظه فكر میكنه و میگه:
خب… بذار یه داستان برات تعریف كنم:
« من یه نفر رو می شناسم كه شكارچی ماهریه. اون هیچوقت تابستونا رو برای شكار كردن از دست نمیده. یه روز كه می خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر میداره و میره توی جنگل. همینطور كه میرفته جلو یهو از پشت درختها یه پلنگ وحشی ظاهر میشه و میاد به طرفش. شكارچی چتر رو به طرف پلنگ نشونه می گیره و ….. بنگ! پلنگ كشته میشه و میفته روی زمین!»
پیرمرد با حیرت میگه:
این امكان نداره! حتماً یه نفر دیگه پلنگ رو با تیر زده! دكتر یه لبخند میزنه و میگه:
یه روز ارمان به مامانش میگه: فکر کنم دیگه وقتشه از تنهایی در بیام،هر چی باشه بیست و شش سالمه مامان... مامانش میگه: یعنی زن میخوای پدرسوخته؟ میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ یه داداش توپول موپول میخواستم روم نمیشه مستقیم به بابا بگم..
محمد حسن چرا خون به دل من می کنی رٍ...هنوزم غصه میخورم یادش میفتم الهی ی بمیرم
فرشاد مرسی مهربون
نیما دادمش به دکتر برد اون یه عالمه جوجه اردک داره مامانش...به روایتی مامانش جوجه اردکاشو از بچه هاش بیشتر دوس داره احتمالا آینده ی منه
@یـ ـک آدمـ ـ من همه ی قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اونم از غصه ی توست سهم من از دوری تو چیزی جز دلتنگی به اندازه دریاها ،نگاهی تاریک همچون شب های بدون مهتاب و لحظه هایی که ثانیه به ثانیه میگذرند نیست .پس ای دوست بشنو صدای دلتنگی مرا
شخصی می گفت من شانزده سال دارم. بزرگی به او خرده گرفت که نباید بگویی شانزده سال دارم باید بگویی شانزده سال را دیگر ندارم. راستی شما به جای سالهایی که دیگه ندارین , چی دارین ؟