دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

amin majnoon

خداوند فراموشی را آفرید، تا غیر او را فراموش کنیم . . . درباره »
amin majnoon
مرد - مجرد
امتیاز: 178.5

دنبال‌شدگان

(58 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(78 کاربر)

گروه‌ها

(18 گروه)

بازدید

amin majnoon
amin majnoon

کاش وقتی که از خدا بپرسیم مارو بخشیدی؟ برگرده بگه: پـَــ نَ پَــ...

amin majnoon
amin majnoon

آهسته گفت : "خدا نگهدارت" در را بست و رفت آدمها چه راحت ، مسئولیت خودشان را به گردن "خدا" می اندازند...

amin majnoon
amin majnoon

آســــــان بیندیــــــــش ، راحــت زنــدگـــی كــــــــن...

amin majnoon
Under-Rain.jpg amin majnoon

باران می خواهم به وسعت اکنون و اینجا می خواهم معجون اشک و باران بنوشم.. قراری در من نیست . دیگر صبوری ام به کار نیاید آشفته و پریشانی از بهر چیست .. ؟؟؟ خواهم خیس شوم تا عمق وجود.. خسته ام.. به قدر عمر زمین...

amin majnoon
2863.jpg amin majnoon

قلک بغض هايم را که بشکنم , باز ناز تو را خواهم خريد و يک بسته مدادرنگی , و با هر رنگش باز , ناز تو را خواهم کشيد...

amin majnoon
299962_195026260559718_152647268130951_514081_2152621_n.jpg amin majnoon

دو راهب در باران می‌رفتند. گل و لای زیر پایشان به اطراف پاشیده شد. همان‌طور که آرام آرام از خیابان می‌گذشتند، دختر زیبایی را دیدند که لباس فوق‌العاده زیبایی بر تن کرده بود و به علت وجود گل و لای نمی‌توانست از آنجا عبور کند. راهب مسن‌تر بدون این‌که کلامی بر زبان بیاورد آن زن را بلند کرد و از این طرف خیابان به آن طرف خیابان برد. بقیه راه، راهب جوان‌تر ناراحت و عصبی بود و نتوانست تا پایان راه خودش را کنترل کند و به محض اینکه به مقصد رسیدند، سر راهب مسن‌تر فریاد کشید و گفت: چطور توانستی، حتی تصورش هم دشوار است، که یک زن را روی بازوهای خود حمل کنی؟ آن هم زنی به آن زیبایی و جوانی را؟ این عمل تو خلاف آموزش‌های ماست. بازتاب بسیار بدی دارد. راهب مسن تر گفت : من او را آن طرف خیابان بردم اما شما هنوز او را در ذهنت داری؟... برگرفته از كتاب رمز و راز زندگي بهتر ... ... پرمودا باترا - ویجی باترا ...

amin majnoon
images.jpg amin majnoon

می خواهم خودم را بُر بزنم؛ شاید این دست تو بیایی!

amin majnoon
amin majnoon

پادشاهی به عابدی گفت : جمله ای بگو که در شادی مرا بخنداند و در غم شادم کند! عابد گفت: . . . . . . . . . . . این نیز بگذرد ....

amin majnoon
Like+a+Boss.jpg amin majnoon

کفش های مخصوص سیل!

amin majnoon
246923_460s_v1.jpg amin majnoon

amin majnoon
260202.jpg amin majnoon

amin majnoon
amin majnoon

خیلی سختـه با " بغض "بنویسی , با " خـنده " بخونن...

amin majnoon
%E8%BF%99%E6%A0%B7%E7%9A%84%E5%89%8A%E9%93%85%E7%AC%94%E5%88%80%EF%BC%8C%E4%BD%A0%E6%95%A2%E7%94%A8%E5%90%97%EF%BC%9F%EF%BC%81.jpg amin majnoon

amin majnoon
amin majnoon

همانطور که دیگر شلوار پاره نشانه فقر نیست! سکوت هم نشانه ی رضایت نیست. . . . .!

این ارسال را بازنشر کرده است.
amin majnoon
image001.jpg amin majnoon

یادش بخیـــــــــــــر کودکی!