دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

kamran

بعدآ میگم.. درباره »
kamran
مرد
امتیاز: 2147.25

دنبال‌شدگان

(286 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(273 کاربر)

گروه‌ها

(16 گروه)

بازدید

kamran
kamran
در دوره

کاش آدم ها هم مثل بچه ها تظاهر کردنشون زیبا بود...!

kamran
kamran
در دوره

مرد بزرگ دیر وعده می دهدو زود انجام می دهد

kamran
kamran

کنج دیوار . . . روبروی هم ! و چه خوب که قهوه را نخوردیم حرفهایمان به قدر کافی . . . تلخ بود !!

kamran
kamran
در دوره

خبر دادی باکره های شهر در زیرزمین انبوه قلب مردان زنده به گور شده اند؟ و روسپیان مریم مقدس نا میده می شوند چرا که نشان عشق تسلیم تن است و بس.....

این ارسال را بازنشر کرده است.
kamran
kamran
در دوره

خودش را در آغوش دیگری پرت می کند .. در تخت دیگری غلت می زند ... اما ، خدا و خودش می داند که ..... که دارد حواسش را پرت می کند .. که دارد میان درد عشق غلت می زند ... دلش را جا گذاشته ... می داند کجا ، اما نمیشــــــود برود سراغ دلش ... راضی است به غلت زدن و پرت شدن ..!

kamran
kamran
در دوره

من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم

این ارسال را بازنشر کرده است.
kamran
kamran

و خواستن تو جنینی ست در من، که نه سقط می شود و نه به دنیا می آید!

kamran
kamran

فکر می‌کنی برای فریب دادن شب چند شمع روشن کنیم؟

kamran
kamran

هرگز عاشق نبوده خطی صاف

kamran
kamran

کیف مدرسه را با عجله گوشه ای پرتاب کرد و بی درنگ به سمت قلک کوچکی که روی تاقچه بود ، رفت . همه خستگی روزش را بر سر قلک بیچاره خالی کرد . پولهای خرد را که هنوز با تکه های قلک قاطی بود در جیبش ریخت و با سرعت از خانه خارج شد . وارد مغازه شد . با ذوق گفت : ببخشید آقا ! یه کمربند می خواستم . آخه ، آخه فردا تولد پدرم هست ... . - به به . مبارک باشه . چه جوری باشه ؟ چرم یا معمولی ، مشکی یا قهوه ای ، ... پسرک چند لحظه به فکر فرو رفت . - فرقی نداره . فقط ... ، فقط دردش کم باشه

kamran
kamran

ماه، اهلی کرده مردم را شهر، از هر چارسو امن است خواب در پلک من احساس غریبی می‌کند امشب.

kamran
kamran

لااقل پیغامی از دریا لااقل احساسی از جنگل لااقل گاهی برایم بوسه‌ای بنویس. ..

kamran
kamran

شاهنامه، آخرش هم خوش نیست رستم قصّهء ما تیغ بر پهلوی سهراب فرو خواهد کرد.

kamran
kamran

أَعْدَدْتُ لِعِبَادِی الصّالِحینَ مَا لَا عَیْنٌ رَأَتْ وَ لَا أُذُنٌ سَمِعَتْ وَ لَا خَطَرَ بِقَلْبِ بَشَرٍ (جواهر السنیه، ص 704) «برای بندگان صالحم چیزهایی آماده کرده‌ام که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده است و نه حتی بر قلب بشری خطور کرده است»

kamran
6ce2a5dfea0885975ef7a6292ac215f779d45298.jpeg kamran

@آرزو آنکه چشمان تو را این همه زیبا می کرد کاش از روز ازل فکر دل ما می کرد یا نمی داد به تو این همه زیبایی را یا مرا در غم عشق تو شکیبا می کرد ... (((( داداشی))))

این ارسال را بازنشر کرده است.