كامياب
صدای شکستن فلبم را نشنیدی چون غرورت بیداد میکرد اشک هایم را ندیدی ، چون محو تماشای باران بودی ولی امیدوارم آنقدر در آینه مجذوب نشده باشی که حداقل زشتی دیو خود خواهیت را ببینی باشد که با دیگران چنان نکنی که با من کردی . . .
كامياب
دلبرکم چیزی بگو به من که از گریه پرم به من که بی صدای تو از شب شکست می خورم دلبرکم جیزی بگو به من که گرم هق هق ام به من که آخرینه ی اواره های عاشقم چیزی بگو که آینه خسته نشه از بی کسی غزل بشن ترانه هام نه هق هق دلواپسی
كامياب
آســمان نیــستم کــه هــر پـــرنده سـهمی از مــن باشد مــن آن پــرنده ام که ســهم آسمانش را از چــشمان "تــو " میخواهد
كامياب
سلام بر همه شب خوش دوستان
كامياب
گرچه سکوت بلندترین فریاد عالم است ولی گوشم دیگر طاقت فریادهای تو را ندارد کمی با من حرف بزن...
كامياب
سخت است مي نوش كسي ديگر بود شمع شب خاموش كسي ديگر بود باياد كسي كه دوستش ميداري يك عمر در اغوش كسي ديگر بود
كامياب
آیا زنده ها میدانند میمیرند ...؟ و باز اینگونه جفا می کنند ..!!!!!!
كامياب
گفتم از من مطلب دیده ی گریان تر از این / دل خونین تر و مجنون تر و ویران تر از این / گفت گرچه دلت خانه به دوش است ولی / دوست دارم که شود بی سروسامان تر از این .
كامياب
نگاه تو سیب است و من نیوتنی بیچاره ، بی خواب از کشف جاذبه .
كامياب
باز دلــم تــنـــگ است باز چشمانم باران می طلبد آسمان دلم پر از ابرهای سیاه دلتنگی شده باز من تنهایم! و در این سكوت حتی صدای ساز هم آرامم نمی كند
كامياب
قطره های باران به شیشه می کوبند چشم های من بر کاغذ هرچه برایت می نویسم باران لعنتی چشم هایم پاک می کند...