كامياب
درد ، مرا انتخاب کرد. من ، تــــو را. تـــــو ، رفتن را آسوده. برو ! دلواپس نباش من و درد و یـــــــادت تا ابـــــــد با هم هستیم . . .
كامياب
صندوقچه ای بهر دلت خواهم بود / دریا شوی ، تو ساحلت خواهم بود / ای یار تو که قایق عشقم باشی / من هم ملوان زبلت خواهم بود .
كامياب
آه اگر در این شبهای سرد خیالت با من نبود از سرمای نبودنت بی شک ... مرده بوده ام !
كامياب
گرامی ترین و زیباترینها در جهان ، نه دیده می شوند و نه حتی لمس می شوند ، آنها را تنها در دل باید لمس کرد .
كامياب
ماهیان روی خاک ، ماهیان روی آب / وقت مردن ، ساحل و دریا چه فرقی میکند ؟ / یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کرد / تلخ و شیرین جهان اما چه فرقی میکند ؟
كامياب
داور قلبم نه سوت دارد نه کارت قرمز! راحت باش تادلت میخواهد خطا کن…
كامياب
موج میزند برق نگاهت امشب ، باز تو در کنارم نیستى بازهم باغم نبودنت خوابم برد، بردیم به شهر رویاها و خودرفتى !
كامياب
به اندازه گریه گنجشک دوستت دارم فکر نکن کمه. گنجشک وقتى گریه میکنه میمیره . . .
كامياب
اگر گاهى ندانسته به احساس تو خندیدم , ویا از روى خودخواهى فقط خود را پسندیدم اگر از دست من در خلوت خود گریه اى کردى,اگر بد کردم و هرگز به روى خود نیاوردى اگر زخمى چشیدى گاه گاهى از زبان من,اگر رنجیده خاطر گشتى از لحن بیان من …حلالم کن.
كامياب
عشق را تن پوش جانم میکنی / چتری از گل سایبانم میکنی ای صدای عشق در جان و تنم / آن سکوت ساده و تنها منم من پر از اندوه چشمان تو ام / آشنای دل پریشان تو ام آتش عشق تو در جان منست / عاشقی معنای ایمان منست کی به آرامی صدایم می کنی / از غم دوری رهایم می کنی ای که در عشق و صداقت نوبری / کی مرا با خود از اینجا می بری ؟
كامياب
میان بازها یک باز تنهاست .... در اوج قله بی اواز تنهاست ... کبوتر با کبوتر هم غریب است... کبوتر با کبوتر باز تنهاست...!
كامياب
نمی دانم انــگار کسی برایم نماز باران خوانده که این روزها اسمان چشم هایم همیشه بارانی ست...
كامياب
وقتی که بن بست غربت سایه سار قفسم بود ، زیر رگبار مصیبت؛ بی کسی تنها کسم بود!