كامياب
خیلی آسون وارد زندگیم شدو خیلی آسون از زندگیم داره میره جای رد باشو میبینم که ..... اومد دل بسته کرد .....حالام میخواد بره و دل و بشکنه اها ا ا ا ی با توام....... تویی که داری میری ....... چرا اینقدر عجله داری ....باشه برو اما اروم برو زیاد عجله نکن.... اخه بهت وابسته شدم به قلبه تو بسته شدم ....
كامياب
منم شبی به خاطره ها تبدیل می شوم. خط می خورم ز هستی و تعطیل می شوم. مرا به خاطره ها نه به خاطر بسپار ...
كامياب
شب ساعت ابری مرا داد به تو / افتاد نگاه خسته ی باد به تو / باران زد و خیس شد تن خاطره ها / باران زد و باز یادم افتاد به تو .
كامياب
خدا دلم زنگ تفریح می خواد باور کن خسته شدم از این کلاس رقصیدن به ساز دنیا ..
كامياب
به نامردي نامردان قسم جانا كه نامردي كه نامردان خجل گشتند از بس كه تو نامردي
كامياب
چه تجارت ناشیانه ای بود آن همه نازی که من از تو خریدم ...
كامياب
از این همه احساس یک عالمه حسرت به من دادی و خود در بی نگاهی یک آینه پنهان شدی می دانی چرا قاصدک را دوست دارم؟ چون نه از تو بلکه از امید آمدنت خبر می آورد
كامياب
من و این داغ در تکرار مانده / من و این عشق بیدار مانده ، مپرس از من چرا دلتنگ هستم / دلم بین در و دیوار مانده . . .
كامياب
صدايت درگوشم زمزمه می شود ونگاهت درذهن مجسم... ولی من تو را می خواهم نه خيالت را.
كامياب
سالهاست که معنای این را نفهمیده ام “رفت و آمد” یا “آمد و رفت” ؟ آدمها میروند که برگردند ، یا میآیند که بروند
كامياب
خدا یکتاست ، قلب تنهاست ، عمر تکرار لحظه هاست و کسی که اینو میخونه عزیز دل ماست .
كامياب
عشق تو را در قلب خود من دیده بودم / آوای روحت را با گوش جان بشنیده بودم / با جان خود عشق تو را فریاد کردم / من دشت دل با یاد تو آباد کردم .
كامياب
ای که می پرسی نشان عشق چیست / عشق چیزی جز ظهور مهر نیست / عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست / عشق یعنی جان من قربان اوست .
كامياب
مثل گل صد برگ شکوفا شده ای / چون ماه چهارده شکوفا شده ای / در آینه ی نگاه من چشم بدوز / تا دریابی چقدر زیبا شده ای .
كامياب
به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد / به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد / دفتر قلب مرا واکن و نامی بنویس / سند عشق به امضا شدنش می ارزد / گرچه من تجربه ای از نرسیدن هایم / کوشش رود به دریا شدنش می ارزد .