كامياب
سلام دوستاي خوبم من اومدم
كامياب
همیشه منتظرت می مونم ، میدونم میای ، چشم به راه همیشگی تو .
كامياب
دلا ديشب چه مي کردي تو در کوي حبيب من؟ الهي خون شوي اي دل تو هم گشتي رقيب من!
كامياب
دو قطره آب كه به هم نزدیك شوند، تشكیل یك قطره بزرگتر میدهند...* *اما دوتكه سنگ هیچگاه با هم یكی نمی شوند !*
كامياب
به حساب خیالبافی ام مگذار ، اما ستاره ای دارم در تاریکترین شبها ، فقط خواستم بدانی که میتوان دلخوش کرد به چراغهای کوچک یک هواپیما !
كامياب
گفته بودی که چرا محو تماشای منی ، آنچنان مات که یکدم مژه برهم نزنی ، مژه برهم نزنم تا که زدستم نرود ، ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی .
كامياب
امشب به تو به صدا گوش میکنم / من هرچه هست جز تو فراموش میکنم / من در سیاهی و ظلمت رسیده ام به حادثه / شمعی که روشن است خاموش میکنم .
كامياب
بر سنگ مزارم بنويسيد اشفته دلي خفته در اين خلوت خاموش او زاده غم بود که از خاطر دوستان گشت فراموش
باید فک کنم
14 سال و 11 ماه و 27 روز و 21 ساعت و 50 دقيقه قبلباچه
14 سال و 11 ماه و 27 روز و 21 ساعت و 25 دقيقه قبل
... خوب ازم میترسیاااا
14 سال و 11 ماه و 27 روز و 21 ساعت و 25 دقيقه قبلاره پس چي هنوز كبودي بدنم نرفته خودمونيم دستت خيلي سنگينه ها
14 سال و 11 ماه و 27 روز و 21 ساعت و 19 دقيقه قبلهه!
14 سال و 11 ماه و 27 روز و 21 ساعت و 11 دقيقه قبل