كامياب
بس که دلتنگم اگر گریه کنم میگویند / قطره ای قصد نشان دادن دریا دارد .
كامياب
ما را دلی بود که ز دنیای دیگر است / ماییم جای دیگر و او جای دیگر است / دیشب دلم به جلوه ی مستانه ای ربود / امشب پی ربودن دلهای دیگر است .
كامياب
اول رخ به ما نبایست نمود / تا آتش ما جای دگر گردد دود / اکنون که نمودی و ربودی دل ما / ناچار تو را دلبر ما باید بود .
كامياب
یادمان باشد اگر دور شدیم ، این صدای نفس خاطره هاست که چنین دلگرمیم .
كامياب
اینجا آسمان از دل من تیره تر است ، روزگارم ابریست ، من اگر تنهایم ، یاد تو با من هست ، مهربانم روزگارم ابریست ، کاش این بار جای خورشید تو آفتاب شوی .
كامياب
مواظب باش سردی هوا احساستو منجمد نکنه !
كامياب
گویند که حافظ گفته ست غم جدایی و غم تنهایی دو غم اند حال که من دچارم به هر دو غم چه کنم
كامياب
بار الاها ، ای خدای عدل و داد / هرکه کرده یادی از ما زنده باد ما که معتاد رفیقیم و خمار روی دوست / در مرام ما نباشد ترک این نوع اعتیاد
كامياب
قدر یاران قدیمی را بدان ای نازنین ، فرش های کهنه را مردم گران تر می خرند . . .
كامياب
لاله ی داغ دیده را مانم / اشک از رخ چکیده را مانم دست تقدیر از تو دورم کرد / گل از شاخه چیده را مانم . . .
كامياب
ما را کبوترانه وفادار کرده است / آزاد کرده است و گرفتار کرده است بامت بلند باد که دلتنگیت مرا / از هرچه هست غیر تو بیزار کرده است . . .
كامياب
سفر مگو که دل از خود سفر نخواهد کرد / اگر منم که دلم بی تو سر نخواهد کرد من و تو پنجره های قطار در سفریم / سفر مرا به تو نزدیکتر نخواهد کرد . . .