كامياب
با تو غزل ستاره ها نورانیست / دل در نگاه تو ، زندانیست / نگذر ز بهار ، باغ احساس / چون بی تو تمام لحظه ها بارانیست .
كامياب
حکایت من و تو حکایت آسمان و زمین است فقط چیزی شبیه رعدوبرق مارا به هم می رساند
كامياب
شبی باران ، شبی آتش ، شبی آیینه و سنگم / شبی از زندگی سیرم ، شبی با مرگ می جنگم / تو آتش می شوی بر خرمن احساس تنهاییم / تو را با هر نفس می بویم ، اما باز دلتنگم .
كامياب
درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند / معنی کور شدن را گره ها می فهمند / یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن / چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند .
كامياب
میباری ای باران و میشویی زمین را / اما نمیشویی دل اندوهگین را / سنگین ترینی بی شک اما اندکی نیز / تسکین نخواهی داد این غمگین ترین را .
كامياب
تخت سیاه قلب من پر از نوشته های توست / نیمکت چوبی دلم واسه همیشه جای توست .
كامياب
بلبلان از روی گل مستند و ما از روی دوست / دیگران از ساغر و ساقی و ما از یاد دوست .
كامياب
با من امروز زندگی کن ای عزیز همسفر / بگذر از دیروز و فردا بی دریغ و بی اگر / شاید امروز تا به فردا زندگی مهلت نداد / این قطار بی توقف لحظه ای فرصت نداد .
كامياب
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض / یک طرف خاطره ها ، یک طرف فاصله ها / در همه آوازها حرف آخر زیباست / آخرین حرف تو چیست تا به آن تکیه کنم / حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست .
كامياب
روی هر سینه سری گریه کند وقت وداع / سر من وقت وداع گوشه ی دیوار گریست .
كامياب
هنوز ریشه ی زاییده در بهار منی / به باغ عشق گل سرخ ، اعتبار منی / شب و غروب و کف و باد و موج می میرند / تو ای کرانه ی آرام ، ماندگار منی .
كامياب
خدایا در فراغ دوست بگیر از من دنیا را / اگر بی عشق او باشم نبینم صبح فردا را .