دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

كامياب

خوابيده بودم كابوس مي ديدم از خواب بلند شدم تا به اغوشت پناه ببرم افسوس....... يادم رفته بود ك... درباره »
كامياب
مرد - مجرد
امتیاز: 3737

دنبال‌شدگان

(323 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(356 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

كامياب
كامياب

@بهاره هرگز نخواستم که تو رو با کسی قسمت بکنم یا حتی از تو با خودم با کسی صحبت بکنم هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم ...

كامياب
كامياب

@گـلـپــری یا با من مدارا کن که من مجـــنونم و مســـتم اگر از عاشقی پرسی بدان دلتنگ آن هستم بیا با من مدارا کن که من غمگین و دلخستم اگر از درد من پرسی بدان لب را فرو بســتم

كامياب
كامياب

بی خبر از حال هم تا صبح خوابیدن چه سود/ بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود/ زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید/ ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود

كامياب
كامياب

گفت تا آخرش با تو میمانم گفتم آخرش کجاست؟ گفت آخر دنیاست گفتم آخر دنیا کجاست؟ گفت از نگاهم پیداست گفتم نگاه تو، رو به کجاست؟ گفت نگاهم رو به پایان زندگیست گفتم پایان زندگی کجاست؟ گفت لحظه ای که از عشقت میمیرم

كامياب
كامياب

@ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ چشمه ی چشمای تو دریای اب چشمای خسته من دنبال خواب با خیال تو شبا چشم من خواب نمیره برق اون چشمای مست دیگه از یاد نمیره

كامياب
كامياب

من از طرح نگاه تو امید مبهمی دارم ، نگاهت را نگیر از من که با آن عالمی دارم ، اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست ، وفا آن است که نامت را نهانی زیر لب دارم

كامياب
كامياب

یارب تو او را همچو من بر غم گرفتارش مکن در شهر غربت ای خدا هرگز تو ازارش مکن هر چند او از رفتنش چشمان من گریان نمود لیک ای خدای مهربان از غصه پر بارش مکن . . .

كامياب
كامياب

احساس سوختن به تماشا نمی شود آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم . . .

كامياب
كامياب

تو بارون که رفتی شبم زیرو رو شد یه بغض شکسته رفیق گلو شد . . .

كامياب
كامياب

کاش همانطور که از شکستن تکه ای شیشه بر میگردی و نگاهش میکنی وقتی دل مرا شکستی یکبار بر میگشتی فقط نیم نگاهی میکردی . . .

كامياب
كامياب

خوشحالم که بردم چون کسی رو از دست دادم که دوستم نداشت خوشحالم که باختی چون کسی رو از دست دادی که دوستت داشت . . .

كامياب
كامياب

از چَشمت افتادم، درست زیر پایِ عابری که داشت، از خودش می‌گذشت

كامياب
كامياب

این شعر یک جا سیگاری است که مرا در آن خاموش کرده اند. این هم خاکسترش کمی رنگ خون دارد یک نفر مرا چون سیگاری بر لب گذاشته تا آخرین ذره دود کرده است...

كامياب
كامياب

امشب کم توقع شده ام آرزویم کوچک است و کم حرف هیچ نمیخواهم جز ‏تو

كامياب
كامياب

این صدای پای تنهایی از کوچه پس کوچه های شهر است که به گوش میرسد و حکایت از طلوع غم میکند من در زاویه پنهان خویش نشسته ام و دستهایم به جست و جوی اسمان رفته اند اسمان در غم من مینالد زمین از شیون های من به لرزه در ما اید و پرندگان در غم من از نغمه سرایی باز می ایستند