كامياب
باور کن تا آخر خط می روم اگر سر راهم نقطه نگذاری .
كامياب
زندگی زیباست اگرچه سخت است جاده ای است هموار اگرچه پرپیچ و خم است دفتری است کوچک اگرچه پر معناست آسمانی است آبی اگرچه گاهی بارانی خاطراتش زیباست اگرچه پر معماست و در آخر ... دریایی است طوفانی که ساحلش آرام و قرار ندارد.
كامياب
برگ زرد٬ به جرم رقص شبانه اش با باد ٬ از چشم درخت افتاد و پاییز بیرحم به حکم عدم ؛ مبتلایش ساخت...
كامياب
قلب تو شبیه کفشدوزکه فقط وقتی از پیشم میپری و بالهای سرخ دلت باز میشه می تونم سختی و سیاهی زیرشو ببینم .
كامياب
تو .. می آیی و من .. می روم این ما بودنمان عمری است همه را به حسرت واداشته ..
كامياب
تلخ، بی صدا، کـنج دیـوار، دیده نشدنی، می چکید ... می بارید ...
كامياب
من + تو =هیچ من ـ تو =هیچ لعنت به تو .. که چه با تو .. چه بی تو .. من هیچم ..
كامياب
سوختم، بي هيچ خاكستري! وگرنه آنرا هم به باد میدادی.
كامياب
سهم من این است سهم من ؛ آسمانی ست که آویختن پرده ای ؛ آن را از من می گیرد
كامياب
گفت : حتما می آیم ، منتظر باش . منتظر پای دیوار جیب هایم پر از آه و ای کاش باز هم بی خداحافظی رفت مثل هر بار کوچه و خلوت و باد کاسه ی اشکم از دستم افتاد یک دل پر زیر باران شرشر یک نفر رد شد و گفت : بادها بی خداحافظی میروند ابرها هم همینطور !
كامياب
دوستاي خوبم ممنون از همراهي همتون من برم 2ساعت ديگه بر ميگردم فعلا خداحافظ
كامياب
میگن کلاغها خبرچینند ، پس چرا خبر دلتنگی منو به تو نمیدن ؟
كامياب
می روی آن دل مسکین مرا برگردان / شب بارانیه غمگین مرا برگردان / هرچه بردید ز جان و دل من حرفی نیست / لااقل آن من پیشین مرا برگردان .
كامياب
فاصله یا تو چه فرقی می کند ؟ هر دو مرا یاد یک چیز می اندازد تنهایی …!