كامياب
اگرچه من از دیرباز مردهام این زمینی که چنین تنگ در آغوشم میفشرَد صدای دم زدنم را همچنان خواهد شنید.
كامياب
کوچه پس کوچه های دلت را دور میزنم خانه سبز خود را رنگ سیاه میزنم کفنی سرخ بر جای عشق میزنم این بار من ، خودم را خط میزنم .
كامياب
اه خدايا مردم از اين سكوت و تنهايي
كامياب
خوشبختی مشترک توی سرمان بخورد ! یک نگاه فارغ از مفهوم فلسفی و فقط مبتنی بر علاقه هم آرزوست
كامياب
و چشمام نگاه میكرد .. و با تموم قلبش می گفت: "دوستت دارم" خیلی وقته می شناسمش. همیشه دروغاش .. به همین قشنگی بود
كامياب
خدا بی کَس است ... مسیح بی پدر .. من .. بی تو ..!!
كامياب
لعنت به رابطه های تموم شده که برای همیشه رو زندگیت سایه میندازن
كامياب
نذار تا گم کنم راهو میون این همه فانوس تو که خورشید من باشی نمیشم طعمه ی کابوس
كامياب
می شود من امشـب . اینجا .. واژه ها رو به هم نبافم ؟ رنج هایم را هوار نکشم ؟ شعر نگویم ؟ فقط .. بی حاشیه . بی استعاره . ساده بگویم : دوستت دارم .. تا ابد ... تا همیشه ..!!