كامياب
به اندازه گریه گنجشک دوستت دارم فکر نکن کمه. گنجشک وقتى گریه میکنه میمیره . . .
كامياب
اگر گاهى ندانسته به احساس تو خندیدم , ویا از روى خودخواهى فقط خود را پسندیدم اگر از دست من در خلوت خود گریه اى کردى,اگر بد کردم و هرگز به روى خود نیاوردى اگر زخمى چشیدى گاه گاهى از زبان من,اگر رنجیده خاطر گشتى از لحن بیان من …حلالم کن.
كامياب
میان بازها یک باز تنهاست .... در اوج قله بی اواز تنهاست ... کبوتر با کبوتر هم غریب است... کبوتر با کبوتر باز تنهاست...!
كامياب
نمی دانم انــگار کسی برایم نماز باران خوانده که این روزها اسمان چشم هایم همیشه بارانی ست...
كامياب
وقتی که بن بست غربت سایه سار قفسم بود ، زیر رگبار مصیبت؛ بی کسی تنها کسم بود!
كامياب
من اینجا تو آنجا ، نیمکتهای دنیا را چه بد چیده اند!!!
كامياب
قفس داران سکوتم را شکستند / دل دائم صبورم را شکستند / به جرم پابه پای عشق رفتن / پروبال عبورم را شکستند / مرا از خلوتم بیرون کشیدند/ چه بی پروا حضورم را شکستند / تمنا در نگاهم موج میزد / ولی رویای دورم را شکستند.
كامياب
هر آنچه خواستم نیامد به دست! چون که بیگانه بودم در این دنیای پست! پی آب بودم کوزه به دست! چون که آب یافتم کوزه شکست!
كامياب
داشتیم بازی میکردیم اون رفت چشم گذاشت من رفتم قایم شدم اما اون بجای من یکی دیگه رو پیدا کرد و من برای همیشه گم شدم.
كامياب
با تو غزل ستاره ها نورانیست / دل در نگاه تو ، زندانیست / نگذر ز بهار ، باغ احساس / چون بی تو تمام لحظه ها بارانیست .
كامياب
شبی باران ، شبی آتش ، شبی آیینه و سنگم / شبی از زندگی سیرم ، شبی با مرگ می جنگم / تو آتش می شوی بر خرمن احساس تنهاییم / تو را با هر نفس می بویم ، اما باز دلتنگم .
كامياب
میباری ای باران و میشویی زمین را / اما نمیشویی دل اندوهگین را / سنگین ترینی بی شک اما اندکی نیز / تسکین نخواهی داد این غمگین ترین را .
كامياب
بلبلان از روی گل مستند و ما از روی دوست / دیگران از ساغر و ساقی و ما از یاد دوست .
كامياب
با من امروز زندگی کن ای عزیز همسفر / بگذر از دیروز و فردا بی دریغ و بی اگر / شاید امروز تا به فردا زندگی مهلت نداد / این قطار بی توقف لحظه ای فرصت نداد .