كامياب
اسم منو صدا بزن ...هر چي دلت مي خواد بگو ... شنيدن صداي تو ... برام شده يه آرزو ... زدو باش ديگه منتظرم
كامياب
به سلامتی گاو! که نمیگه من، میگه ما...
كامياب
آیینه چون شکست قابی سیاه و خالی از او به جای ماند با یاد دل که آینه ای بود در خود گریستم بی آینه چگونه درین قاب زیستم فریدون مشیری
كامياب
مےخوانَمْــ ازْ تو ازْ عِشْقْــــ و روزهایے که دَرْ انْتِظارِ ماسْتْــــ
كامياب
اگر بوي گلي را دوست نداري لا اقل شاخه هايش را نشكن .
كامياب
دیروز آرزو داشتم میتوانستم دست اتفاق را بگیرم تا نیفتد، اما امروز فهمیدم اتفاق هم که بیفتد باز من زندگی خواهم کرد....
كامياب
عاشقت خواهم ماند بي آنکه بداني دوستت خواهم داشت بي آنکه بگويم درد دل خواهم گفت بي هيچ گماني گوش خواهم داد بي هيچ سخني در آغوشت خواهم گريست بي آنکه حس کني در تو ذوب خواهم شد بي هيچ حراراتي اينگونه شايد احساسم نميرد
كامياب
هنوز هم عاشقانههايم را عاشقانه براي تو مينويسم.. هنوز هم در ازدحام اين همه بي تو بودن از با تو بودن حرف ميزنم.. هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است.. ا ين روزها ديگر پشت پنجره مينشينم و به استقبال باران ميروم. ميدانم پائيز، هنوز هم شورانگيز است.. ميدانم يكي از همين روزها كسي كه نبض زندگي من است، كسي كه جز تو نيست بازميگردد.. ميدانم تمام ميشود و ما رها ميشويم؛ پس بگذار بخوانم: اولين عشق من و آخرين عشق من تويي نرو، منو تنها نذار كه سرنوشت من تويي..
كامياب
ماهیان روی خاک ، ماهیان روی آب / وقت مردن ، ساحل و دریا چه فرقی میکند ؟ / یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کرد / تلخ و شیرین جهان اما چه فرقی میکند ؟
كامياب
موج میزند برق نگاهت امشب ، باز تو در کنارم نیستى بازهم باغم نبودنت خوابم برد، بردیم به شهر رویاها و خودرفتى !