كامياب
چه می شد اولین روز جـدایی ، برایم تا قیامت شب نمی شد وجود پاک و سرشار از امیدت ، گرفتار سکوت و شب نمی شد
كامياب
درخودم مرده ام از وقتی که رفتنت در من ته نشین تنهایی ها شد نگاه نکن نفس میکشم من روزهاست درخود مرده ام
كامياب
چندیست ز یاران قدیمی خبری نیست / از آن همه خوبی و محبت اثری نیست / چشمم به در و گوش و دلم تنگ / در کوچه ی تنهایی من رهگذری نیست .
كامياب
آموخته ام اگر کسی یادم نکرد یادش کنم ، شاید او تنهاتر از من باشد .
كامياب
گاهی باران همه ی دغدغه اش باغچه نیست / گاهی از غصه ی تنها شدنش می بارد .
كامياب
به سنگ ها بگو چه اندیشه میکنن حتی بدون بال هم کبوتر کبوتر است.
كامياب
ای اشک ، گرم و آرام ببار بر گونه ی بیمار من ، ای غم ، تو هم لذت ببر از این همه آزار من .
كامياب
گفتم گر عاشق شوم ، گاهی غمی خواهم کشید / من چه دانستم که بار عالمی خواهم کشید .
كامياب
این روزها شیر هم راضیه با دمش بازی کنن ولی با دلش نه !
كامياب
آه دلتنگ می شوم هر روز ؛ و به روی خودم نمی آرم با نگاهی که پشت در مانده؛ زیر سقفم همیشه می بارم
كامياب
خوش خیم نیست غده ایی که می تپد از تو؛ در سینه ام
كامياب
هشتاد ضربه حكم حقيري ست محتسب دارم بزن كه مستي ام از حد گذشته است !
كامياب
من و تو به بيراهه از هم گذشتيم که تو سراسر مرا پيموده ای و من از گذر دستان تو در عبورم !
منو یادت میاد اصن بی معرفت ؟
13 سال و 5 ماه و 1 روز و 11 ساعت و 9 دقيقه قبلاوهوم
13 سال و 5 ماه و 1 روز و 11 ساعت و 4 دقيقه قبلخوش اومدی : ) / خوشحالم ک سلامتی .
13 سال و 5 ماه و 1 روز و 11 ساعت و 2 دقيقه قبلميسي منم خوشحالم كه از دوستان قديمي چندتايي هستن وگرنه احساس غريبي مي كردم
13 سال و 5 ماه و 1 روز و 10 ساعت و 59 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 1 روز و 10 ساعت و 55 دقيقه قبل